پیرامون نتایج سفر حسن روحانی به نیویورک

ولادیمیر یفیموف,
دکتر علوم سیاسی، مخصوصاً برای «ایران رو»

01.10.13

واکنش ایرانیان به نتایج دیدارها و گفتگوهای حسن روحانی در نیویورک و به خصوص گفتگوی تلفنی وی با باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده یکسان نبود. بسیاری از ایرانیان سیاست او را که در آن بر بعضی نکات جدید تأکید شده است، نپسندیدند. آنها به منظور ابراز نارضایتی خود حتی به سوی رئیس جمهور تخم مرغ و کفش پرت کردند. این حادثه در فرودگاه تهران بعد از بازگشت رئیس جمهوری اسلامی ایران از نیویورک که آنجا در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل شرکت کرد، اتفاق افتاد. سرویس امنیت حتی مجبور شد او را به هنگام حرکت به سوی اتومبیل با چتر بپوشاند. کسانی که این کار را کردند، مخالفان و محافظه کارانی بودند که از تلاش رئیس جمهور برای برقراری روابط دیپلماتیک با «دشمن عقیدتی» به خشم آمده بودند.

 با این حال به نظر میاید که روابط بین واشنگتن و تهران با سرعت تمام تنظیم می شود. آمریکایی ها قبل از گفتگوی تلفنی بین رؤسای جمهوری ایالات متحده و ایران «به نشانه حسن نیت» به ملت ایران هدیه ناگهانی تقدیم کردند و آن جام نقره عتیقه به شکل شیردال است. به نوشته خبرگزاری «ایرنا»، این اثر عتیقه در سال 2003 توسط مأموران گمرک آمریکا نزد یک قاچاقچی ایرانی کشف و ضبط شد. بر طبق برآوردهای کارشناسان، جام شیردال به قرن 7 قبل از میلاد تعلق دارد. شاهدان عینی این مذاکرات به مطبوعات اطلاع دادند که باراک اوباما زمانی تلفن کرد که حسن روحانی راهی فرودگاه می شد تا از ایالات متحده به میهن باز گردد. گفتگویی که بعد از آن صورت گرفت، کمی بیش از 10 دقیقه طول کشید. لحن آن بسیار گرم و دوستانه بود. روحانی و اوباما بدون واسطه به زبان انگلیسی صحبت کردند.

رئیس جمهور ایران اظهار داشت که حاضر است با ایالات متحده و غرب مذاکرات انجام داده و نهایت تلاش های خود را به عمل آورد تا توافق درباره برنامه هسته ای که ایران اجرا می کند، حاصل گردد. به گفته وی، برای این کار سه ماه تا شش ماه وقت لازم است. او می فهمد که این کار بسیار مهم است. حسن روحانی خاطرنشان کرد که آیت الله علی خامنه ای رهبر عالی روحانی جمهوری اسلامی ایران به او اختیارات لازم برای اجرای مذاکرات در این مورد را اعطا کرده است. باراک اوباما به نوبه خود اظهار داشت که به «حل و فصل جامع» احتمالی مسأله هسته ای ایران اعتقاد دارد ولو اینکه در این امور کسی فعلاً نمی تواند ضمانت موفقیت را بدهد.

مفسران امور بین الملل اشاره می کنند که رهبر امریکا و همتای ایرانی وی با این تماس تلفنی روز شنبه مهر سکوت را شکستند که سران دو کشور طی 34 سال اخیر نسبت به همدیگر بر لب داشتند. نمایندگان کاخ سفید به مطبوعات اطلاع دادند که باراک اوباما و حسن روحانی می خواستند شخصاً در جریان اجلاس مجمع عمومی در نیویورک با هم دیدار کنند ولی این ملاقات که تنظیم آن کار ساده ای نبود، صورت نگرفت.

باراک اوباما نتایج مذاکرات فعلی را چنین ارزیابی کرد: «همین امر که این اولین تماس بین رؤسای جمهوری آمریکا و ایران از سال 1979 بود، نشان دهنده بی اعتمادی عمیق بین دو کشور است. ولی در عین حال این تماس به امکان برطرف کردن این قضیه دشوار اشاره می نماید. بدون تردید، حل این مسأله می تواند گامی بزرگ به پیش به سوی برقراری روابط جدید بین ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران، روابط مبتنی بر علاقه و احترام متقابل باشد». وی این مطلب را طی سخنانی دربرابر خبرنگاران آکرودتیه شده نزد نهاد ریاست جمهوری بر زبان آورد.

گفتنی است که در آستانه سفر رئیس جمهور ایران به نیویورک، رؤسای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به او هشدار داده بودند که به تور «توطئه های آمریکایی» نیفتد. لذا در شرایط جاری انتظار مبارزه شدید در تهران بر سر نتایج مذاکرات و دیدارهای نیویورک می رود. موضع گیری آیت الله علی خامنه ای رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران که به رئیس جمهور اجازه برقراری تماس ها با باراک اوباما را داده است، در این زمینه تعیین کننده خواهد بود. سئوال فقط این است که حسن روحانی در توافقات خود با ایالات متحده و با گروه 1+5 بین المللی درباره برنامه هسته ای می تواند تا چه اندازه ای گام های بلندی بر دارد؟ ژنرال محمد علی جعفری فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بعد از پایان سفر اظهار داشت که حسن روحانی رئیس جمهور ایران نمی بایست با باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده گفتگوی تلفنی داشته باشد. روحانی طی این مدت به مواضع محکم و مشخص پایبند بود و حالا که از ملاقات با باراک اوباما امتناع کرد، بایستی از گفتگوی تلفنی با او نیز امتناع کرده و صبر نماید که دولت آمریکا به سوی ایران گام های مشخصی بردارد. سئوال اساسی این است که علی خامنه ای که همزمان فرمانده کل قوا می باشد، چه خواهد گفت. در هر حال آنچه که مسلم است، این است که خط روحانی با مخالفان نیرومند در نهادهای نه تنها سیاسی بلکه نظامی ایران روبرو شده است.

از اطلاعات واصل شده از نیویورک و از منابع در هیأت های نمایندگی کشورهایی که رئیس جمهور ایران با آنها ملاقات کرد، معلوم می شود که آنجا هیچ اتفاق فوق العاده ای نیفتاده  و فقط لحن اظهارات طرف ایرانی تغییر کرده است. این امر نه باعث تعجب می شود و نه شایان نکوهش است. حسن روحانی قبل از انتخاب شدن هم پنهان نمی کرد که کار را به عادی سازی روابط با واشنگتن و با تمام غرب و به رسیدن به توافق درباره پرونده هسته ای خواهد کشید. روحانی به هیچ عنوان در برابر باراک اوباما تسلیم نشده و فقط آمادگی برای اجرای گفتگو از مواضع برابری و تساوی حقوق و بدون پیش شرط ها را ابراز کرد. هیأت ایرانی در زمینه برنامه هسته ای هم بر پایبندی خود به توسعه صرفاً صلح آمیز این برنامه و بدون پرداختن به ساخت سلاح های هسته ای تأکید کرد. تهران همچنین پیشنهادهای خود را در زمینه ضمانت های توسعه صلح آمیز و شفافیت این برنامه برای آژانس بین المللی انرژی اتمی و جامعه بین المللی، جهت بررسی ارائه داده است. لذا احتمال زیادی می رود که تا 6-3 ماه دیگر که رئیس جمهور ایران عنوان کرد، توافقات مربوطه حاصل شده و راه را برای رفع تحریم های مالی و اقتصادی از ایران باز کنند. در غیر این صورت برای تهران معنی ندارد به گذشت های یکجانبه تن دهد.

در هر حال، بدیهی است که همه گام های ایالات متحده و ایران به سوی همدیگر بعد از فقدان 34 ساله روابط چه در جمهوری اسلامی ایران و چه در ایالات متحده و کشورهای دیگر و به خصوص متحدان نزدیک منطقه ای واشنگتن، مورد توجه ویژه قرار گرفته و با یک نوع احتیاط و نگرانی در نظر گرفته خواهند شد. دوستان ایران مانند سوریه و حزب الله نیز می توانند یک نوع سوء ظن از خود نشان دهند. بالاخره همه آنها می توانند فکر کنند که شاید این نزدیکی روابط به ضرر آنها تمام شود. برای عربستان سعودی، اسراییل، قطر و کویت مهم است بفهمند که آیا بهبودی روابط آمریکایی – ایرانی می تواند باعث شود که تهران دامنه نفوذ خود را در منطقه خلیج فارس و در خاور میانه گسترش دهد یا خیر؟ این امر برای روسیه هم اهمیت دارد. رفع تحریم ها از جمهوری اسلامی ایران به گازپروم و شرکت های نفتی و گازی دیگر روسیه اجازه خواهد داد در توسعه بزرگترین میدان گازی «پارس جنوبی» شرکت کنند که این امر سیاست تجاوزکارانه گازی قطر در اروپا را مهار خواهد زد. گفتنی است که دوحه در بازار اروپایی گاز تغلیظ شده خود را به قیمت دامپینگ عرضه می کند که این بازار همیشه حوزه نفوذ روسیه بوده است. جمهوری اسلامی ایران همراه با فدراسیون روسیه می تواند قطر را از بازارهای گازی اروپا و آسیا محو کرده و این امارت را به رعایت منافع شرکت کنندگان دیگر مجمع گازی وادار کنند تا بیش از این به ساز حامیان آمریکایی و بریتانیایی خود نرقصد و قیمت گاز را پایین نیاورد.

در مورد برداشت محافل ایرانی از گرایش های جدید حسن روحانی می توان گفت که واکنش محافظه کاران و مخالفان خط جدید او امری کاملاً طبیعی به نظر می آید. آنها از ترس کاهش نفوذ خود در داخل کشور این تغییرات را نمی خواهند. ولی ایران بیش از این نمی تواند به رسم گذشته زندگی کند و از نسیم اصلاحات دمکراتیک در منطقه، ضرورت به روز آوری اقتصاد و به دست آوردن فناوری های جدید برای توسعه غافل بماند که این کار در شرایط تحریم ها غیر ممکن است. سرمایه گذاری های گسترده خارجی هم لازم است که جمهوری اسلامی ایران در غیر این صورت نمی تواند وارد مرحله رشد بالای اقتصادی شود. کافی است نمونه چین به خاطر آورده شود که با حفظ نظام سیاسی خود موفق شد از طریق گسترش حوزه نفوذ بخش خصوصی و جلب فعال سرمایه خارجی و از جمله غربی به شاخه های اساسی اقتصاد ملی، ساختار اقتصاد خود را دگرگون سازد. چین از این کار نه تنها ضعیف نشده بلکه بر عکس، با سرعت فزاینده ای به سطح آمریکا و قدرت های اقتصادی اروپایی رسیده و از آنها سبقت می گیرد.

لذا ایران باید در هفته های آینده خط جدیدی که نوید جهش به پیش و خروج از انزوای بین المللی را بدهد، یا  گزینه دوم را  انتخاب کند که ناظر بر حفظ خط فعلی است که به معنی ادامه رکود و تضعیف پایه های رژیم حاکم است. نسل جوان کشور مدتهاست که مشتاق راه اول هستند و نیروی پشتیبان روحانی را تشکیل می دهند. ولی محافظه کاران در همه کشورها بوده و هستند. فایده آنها حد اقل این است که از حرکات بیش از حد تند و تصمیمات عجولانه اصلاح طلبان بازدارندگی خواهند کرد.

«ایران رو»

جستجو

اشتراک

نوشتن به سردبیر

info@iran.ru
Page load: 0.15489 sec