در آستانه اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای: مسأله ایران و دغدغه های دیگر

مقاله هیأت تحریریه «ایران رو»

05.06.15

جلسه شورای وزیران امور خارجه سازمان همکاری شانگهای و کنفرانس «امنیت و ثبات در منطقه» که در روزهای 4-3 ژوئن برگزار شد، مرحله پایانی تدارکات دامنه دار جهت برگزاری اجلاس ماه جولای سران کشورهای عضو سازمان در اوفا بوده است. بدون تردید، طرف روس می خواهد که پایان دوره یک ساله ریاست آن در سازمان شاهد پیشرفت های جهشی مهمی بشود که ثابت کند که سازمان همکاری شانگهای ابزار کارآمد امنیت منطقه ای و توسعه اقتصادی می باشد. بر همین اساس موضوعاتی که طی این دو روز ماه ژوئن مورد بحث و بررسی قرار گرفتند، یکی از دیگری حاد تر بودند.

 تدارکات عظیم همیشه بر رویدادهای سطح بالایی چون اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای مقدم است. روز 31 ماه می در مسکو روند هماهنگی قطعنامه نهایی شروع شد که قرار است سران کشور های عضو سازمان روز  10 جولای صادر کنند. مدتی قبل از آن بسته کامل مهمترین اسناد وارد مرحله اجرا شد. این بسته شامل پیشنویس راهبرد سازمان تا سال 2025، برنامه مبارزه با تروریسم، افراطی گری و جدایی طلبی؛ موافقتنامه درباره همکاری در امور مرزی و بیانیه درباره خطر مواد مخدر در منطقه است.

 می بینیم که این اسناد از اهمیت فوق العاده اصولی برخوردارند ولی دیپلمات ها به اینجا بسنده نکرده اند. مسکو در جریان جلسه شورای وزیران امور خارجه ابتکارات خود را مطرح کرد که دربرگیرنده صدور بیانیه ویژه درباره چشم انداز عضویت ایران در سازمان، بررسی مسایل هماهنگ کردن اتحادیه اقتصادی اورآسیایی و طرح عظیم پکن به نام «کمربند اقتصادی راه ابریشم» و ایجاد نهادی با عنوان نسبتاً طولانی «مرکز بین المللی تدارکات مقدماتی طرح ها و تأمین مالی طرح های سازمان همکاری شانگهای» می باشد.

 البته این فراوانی اسناد در چهار مسأله کلیدی که سازمان باید فوراً حل کند، می گنجد:

اولاً، چطور می توان اتحادیه اقتصادی اورآسیایی را به گونه ای با راهبرد چینی راه ابریشم تطبیق داد که هم امتیازات حاصل شود و هم از برتری مطلق اقتصادی پکن در به اصطلاح منطقه سازمان همکاری شانگهای جلوگیری به عمل آید؟

ثانیاً، چطور می توان ایران را به مشارکت فعال تر در کار سازمان جلب کرده و شرطی را دور زد که در اسناد تأسیس سازمان گنجانده شده و ناظر بر آن است که دولت عضو سازمان همکاری شانگهای نباید تحت تحریم سازمان ملل باشد؟

ثالثاً، چکار باید کرد تا گسترش سازمان و عضویت در حال تدارک هند و پاکستان در این سازمان باعث نشود که سازمان به علت اختلاف نظر ها بین کشور های عضو کارآیی خود را از دست دهد؟

و سرانجام رابعاً، برای تأمین امنیت دولت های عضو سازمان همکاری شانگهای باید چکار کرد؟ این مسأله در آستانه رویارویی جدیدی مبرم می شود که ناشی از آن است که ایالات متحده دو بلوک عظیم بازرگانی شراکت سرمایه گذاری فرا آتلانتیک (Trans-Atlantic Trade Investment Partnership - TTIP) و شراکت بازرگانی پاسیفیک (Trans-Pacific Trade Partnership - TTP) را تشکیل می دهد. طبیعی است که بازارهای اورآسیایی توجه آنها را به خود جلب می کنند. همانطور که همه می دانند، در مبارزه بر سر کنترل بازارها قواعد نزاکت رفتار و اخلاق رعایت نمی شود و هیچ گونه محدودیتی در انتخاب وسایل وجود ندارد.

آنچه که دغدغه های رهبران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای را افزایش می دهد، آن است که همه مسایل فوق الذکر نه تنها با هم مرتبط هستند بلکه آنی و تأخیر ناپذیر می باشند. تبدیل شدن سازمان همکاری شانگهای به کنشگر تمام عیار منطقه ای یا تنزل آن تا سطح یک پدیده تزیینی به حل و فصل مؤثر این مسایل وابسته است.

انتظار ایران که تا حد بی نزاکتی طول کشیده است

مراسم تدارکاتی برای اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای شاهد ابتکاری بود که به عقیده طراحان آن می تواند گره کور مسأله عضویت تهران در سازمان را بگشاید. سرگئی لاوروف در جریان کنفرانس خبری در پی جلسه وزیران خارجه سازمان اظهار داشت: «ما تقاضانامه ایران را بررسی کردیم که از سال 2005 به طور فعال و کارآمد در کار سازمان به عنوان دولت ناظر شرکت می کند. همه ما خواهان ارتقای موقعیت ایران در سازمان ما در پرتو حل و فصل همه جانبه مسأله هسته ای ایران شدیم».

اگر این جمله از زبان دیپلماتیک به زبان عادی ترجمه شود، معنای آن چنین است: در جریان رایزنی ها تصمیم گرفته شد که مسأله عضویت تمام عیار ایران در سازمان همکاری شانگهای باید نه به رفع تحریم ها بلکه به دستیابی به توافقات بین تهران و گروه 1+5 بین المللی وابسته باشد. بنا به برآوردهای خوشبینان، این اتفاق باید تا 30 ژوئن بیفتد. البته این بدان معنی نیست که ایران در اجلاس سران 10-90 جولای در اوفا به عضو سازمان همکاری شانگهای تبدیل خواهد شد. فقط یک بیانیه ویژه درباره چشم انداز این عضویت صادر خواهد شد. از این ابتکار دیپلماسی روسی دو نتیجه جالب  آینده داری گرفته می شود. قبل از همه روشن می گردد که 25 روز قبل از ضرب الاجل در مذاکرات هنوز این مسأله اصولی حل نشده است که آیا امضای موافقتنامه درباره برنامه هسته ای ایران به معنی لغو اتوماتیک تحریم های سازمان ملل خواهد بود یا اینکه تحریم ها فقط به حال تعلیق در خواهد آمد. علاوه بر آن، معلوم می شود که اختلاف نظرها در زمینه عضویت تمام عیار ایران در  سازمان همکاری شانگهای طی ده سال اخیر بین کشورهای عضو حل نشده است.

مهدی سنایی سفیر ایران در مسکو معتقد است که «مرتبط کردن عضویت ایران در  سازمان همکاری شانگهای با رفع تحریم ها کار عادلانه ای نیست». حتی منوط کردن عضویت تهران در سازمان نه به رفع تحریم ها بلکه به «دستیابی به توافق درباره حل و فصل همه جانبه مسأله برنامه هسته ای ایران» ، یک تصمیم نیم بند، نامشخص و آسیب پذیر در برابر تأثیر «طرف ثالث» است. برای مثال، ممکن است مسأله رفع تحریم های ضد ایرانی در سازمان ملل طی روند طولانی بررسی شود که طراحان ابتکار مذکور نیز این واقعیت را درک می کنند. از سوی دیگر، ایران در منطقه نقش بسیار مهمی ایفا می کند، از تجربه سرشار مقابله با تروریسم بین المللی و از روش های کارآمد مقابله با قاچاق و سوداگری مواد مخدر برخوردار است و لذا حل و فصل جدی مسایل کلیدی امنیت و اقتصاد بدون مشارکت ایران غیر ممکن است.

در نتیجه، در جلسه سه جانبه سران نهادهای دیپلماتیک ایران، روسیه و چین در مسکو توافق درباره یک فرمول سازش آمیز حاصل شد که باید علاقه ایران به توسعه همکاری با سازمان همکاری شانگهای را زنده نگه دارد. برای ایران عضویت در سازمان بعد از انعقاد توافقات درباره برنامه هسته ای ایران تضمین شده است. وزیران روس و چینی به محمد جواد ظریف همتای ایرانی خود اطمینان دادند که بعد از آنکه امضا ها پایه سند درباره پرونده هسته ای ایران گذاشته شود، مسکو و پکن تحریم های بین المللی را دلیلی برای هر گونه محدودیت ها در زمینه توسعه همکاری های اقتصادی و نظامی فنی با ایران محسوب نخواهند کرد. سرگئی لاوروف یک بار دیگر علناً تأکید کرد که توافقات مبنی بر صدور سامانه های اس-300 به ایران به قوت خود باقی است. وی گفت: «ما فقط خاطرنشان کردیم که تدارک این صادرات در جریان است و بزودی عملی خواهد شد». وی همزمان خاطرنشان نمود که روابط دوجانبه بین مسکو و تهران با موفقیت و مطابق با توافقات دو رئیس جمهور توسعه می یابد.

به نظر می آید که فرمول سازشی پیشنهاد شده کاملاً باب طبع تهران واقع شده است. طرف ایرانی بر اساس اصل تا تنور داغ است نان باید پخت، پیشنهاد کرد که قالب مذاکرات درباره امنیت بین کشورهای ما به گونه ای توسعه یابد که دربرگیرنده پیشنهادهای مشخص در زمینه همکاری نظامی فنی و مقابله با تروریسم، مواد مخدر و افراطی گری شود.

مسکو و پکن به این پیشنهاد عنایت مثبتی کردند. وانگ ای وزیر خارجه چین گفت که «جمهوری خلق چین درصدد است تعامل با ایران در امور بازرگانی اقتصادی، انرژی و سایر زمینه های سنتی را تحکیم کرده و نیز همکاری در زمینه های جدید در چارچوب کمربند اقتصادی راه ابریشم و راه ابریشم دریایی قرن 21 را توسعه دهد که از جمله شامل گسترش امکانات حمل و نقل و ارتباطات و افزایش سرمایه گذاری در بخش تولید است».

این موضع گیری باعث شد که ابراهیم رحیم پور معاون وزیر خارجه ایران روز 4 ژوئن مطلب معنی داری بر زبان آورد و بگوید: «ایران حق دارد درباره مسأله امنیت و از جمله درباره سپر ضد موشکی مذاکره کند... این حق طبیعی ماست. ما حق داریم برای دفاع از سرزمین کشور خود با دولت های مختلف مذاکره کنیم». وی افزود که «فرایند جاری، فرایندی دوجانبه هم با روسیه است و هم با چین».

امنیت منطقه ای و مسایل گسترش سازمان همکاری شانگهای

حوادث خاور میانه - چه رسد به مسأله سمج اوکراینی – موجب کاهش توجه رسانه‌های گروهی و کارشناسان به «منطقه سازمان همکاری شانگهای» شد. خوشبختانه این منطقه تصویر بارز و دلخراش رسانه ای را که روزنامه نگاران و مفسران مثل کلاغ ها بدان جلب شوند، فراهم نمی کند. ولی گرایش فعلی باعث نگرانی فزاینده ای می شوند. افغانستان کماکان زخم خونین این منطقه و «دیگ مشکلات مزمن» برای همه همسایگان این کشور می باشد. ایالات متحده با بهره گیری از یک پیام مجلس افغانستان با درخواست باقی ماندن نیروهای آمریکایی در این کشور جهت تحکیم امنیت آن، به حضور خود در افغانستان ادامه داده و همه وسایل بی ثبات کردن اوضاع از بلوچستان ایران و پاکستان تا منطقه شینکیانگ چین و آسیای میانه شوروی سابق را از نزدیک کنترل می کند.

حضور آمریکایی ها در منطقه بر امنیت نمی افزاید در حالی که راه جایگزین یعنی گفتگوی تمام عیار کشورهایی که در فعالیت سازمان همکاری شانگهای شرکت می کنند، هنوز شکل نگرفته است. محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در مسکو برای همتایان خود یادآور شد که « افراطی گری، همه دولت های منطقه را تهدید می کند که همکاری های منطقه ای و فرا منطقه ای برای مقابله با این پدیده لازم است». به منظور مقابله با این پدید (گسترش داعش) و ریشه کنی شر، یکپارچگی راهبرد های انفرادی و دسته جمعی لازم است. باید به نام همین هدف در مبارزه با به کرسی نشاندن تمایل متکبرانه و غیر مسئولانه به سلطه بر منطقه تشریک مساعی کرد».

برخورد ادعا های شخصی، هراس های توهمی و سوء ظن های کاملاً مشخص در حق شرکای دیگر گفتگو مسأله واقعی است که مانع از ایجاد مکانیزم منسجم و کارآمد تأمین امنیت منطقه ای می شود. خطر واقعی می رود که گسترش سازمان همکاری شانگهای یعنی افزایش تعداد اعضای آن موجب افزایش کارایی این سازمان نشود.

بر خلاف ادعاهای دست اندرکاران سازمان، گسترش آن که بحث در این مورد دائماً با انتظار تغییرات در موقعیت هند و پاکستان در سازمان زنده نگهداری می شود، هدف دست اول نیست. در این زمینه مسایل اینقدر زیادی بروز می کنند که شاید بهتر باشد از قاعده ساده «کمتر و بهتر» استفاده شود. لحن اظهارات دمیتری مزنتسف دبیر کل فعلی سازمان درباره عضویت دهلی نو و اسلام آباد از این نظر به زنگ خطر شباهت دارد. دبیر کل سازمان بر خلاف بیانیه های خوشبینانه گذشته، این دفعه خویشتنداری از خود نشان داد و تشریح کرد که با وجود اینکه انتظار می رود در اجلاس سران در اوفا تصمیم سیاسی درباره آغاز روند پیوستن هند و پاکستان به سازمان گرفته شود، آنها هنوز باید کار بزرگی انجام دهند تا عضو برابر حقوق سازمان شوند. در واقع «تصمیم سیاسی» فقط به معنی آغاز حرکت در «مسیر بسیار پیچیده موشکافانه و طولانی پیوستن این دو کشور به 27 سندی است که باید تصویب شوند و توسط دو دولت علاقه مند به عضویت تمام عیار در سازمان همکاری شانگهای امضا شوند. لذا تصمیم سیاسی درباره آغاز روند پیوستن آنها به عضویت سازمان هنوز بدان معنی نیست که این کشورها عضو سازمان همکاری شانگهای شوند».

پشت پرده جلسه این خویشتن داری مسئولین سازمان همکاری شانگهای را ناشی از آن می دانند که در حالی که پاکستان مانند سابق به شرکت در کار سازمان علاقه مند است، هند آشکارا علاقه خود را از دست داده است. این امر قابل انتظار بود زیرا محور جایگزین پکن – مسکو – دهلی نو همیشه فقط در خواب و خیال کارشناسان وجود داشته است. این کارشناسان ماهیت روابط و عمق اختلاف نظرها بین این کشورها و قبل از همه بین هند و چین را درک نمی کنند و نیز علاقه دهلی نو به روابط با مسکو را مبالغه می کنند.

******

در مراسم این روزهای ماه ژوئن در مسکو که تمرین نهایی در آستانه اجلاس 10-9 جولای سازمان همکاری شانگهای در اوفا بود، کلمات درست زیادی گفته شده و پیشنهاد های مبرم و واقع بینانه فراوانی ارائه گردیده است. این اندیشه با اصرار فزاینده و به طور مشخص بیان شد که بسیاری از مسایل کاربردی امنیت بدون مشارکت فعال ایران روی کاغذ باقی مانده و عملی نخواهند شد. در این رابطه باید خاطرنشان کرد که چگونگی گسترش سازمان باید درس عبرت کاربردی شود. نه تنها ایران به عضویت در سازمان همکاری شانگهای احتیاج دارد بلکه خود سازمان به ایران با تمام نفوذ و توان سیاسی آن نیاز دارد. مسأله عضویت تمام عیار ایران هرچه سریع تر حل شود، گشودن گره های اختلافات و تضاد ها در منطقه سازمان شانگهای آسان تر خواهد شد. بنا بر این، چشم انداز واقعی تبدیل شدن آن به سازمانی به مراتب کارآمد تر فراهم خواهد گردید.

«ایران رو»

جستجو

اشتراک

نوشتن به سردبیر

info@iran.ru
Page load: 0.23879 sec