عربستان شیعیان درب می زند

ولادیمیر آلکسییف,
اختصاصی برای «ایران رو»

08.06.15

 عبدربه منصور هادی رئیس جمهور یمن در تبعید، ناگهان از ریاض آمادگی خود را برای سازش با دشمنان خود اعلام کرد. وی که به عربستان سعودی فرار کرد، به مذاکرات با قیام کنندگان تن داد در حالی که خودش روز 28 ماه می از برگزاری کنفرانس بین المللی ژنو درباره یمن امتناع کرد تا با حوثی ها دور یک میز مذاکرات ننشیند. هادی در گذشته نیز رسماً برای مذاکرات آمادگی داشت ولی برای حوثی ها و متحدانشان از کنگره مردمی سراسری تحت ریاست علی عبدالله صالح شرط های اجرا نپذیری مطرح کرده و از جمله از آنها امتناع از مبارزه مسلحانه و آزاد کردن اراضی تصرف شده را درخواست می کرد. به نظر می آید که بالاخره عقل سلیم پیروز شده است. ولی واقعیت به این شکل نیست. واقعیت این است که عربستان سعودی به آتش بس فوری با یمن احتیاج دارد تا بتواند نیروهای خود را از جنوب به استان شرقی، محل قیام و شورش شیعیان محلی، منتقل کند. جدیداً از طرف ائتلاف «آزادی و عدالت» شیعیان، «جمهوری الحصا و القطیف» اعلام شد که با پادشاهی وهابی آل سعود مقابله می کند. تا کنون نقشه جدید عربستان طراحی شده و وعده داده شده است که پرچم اهل بیت (خانواده پیغمبر اسلام که شیعیان آن را به فاطمه، علی، حسن، حسین و اخلاف آنها محدود می کنند) بر فراز تمام عربستان بدون سعودی ها بر افراشته شود. این منطقه جدید دربرگیرنده نه تنها استان شرقی عربستان سعودی بلکه امارات، قطر، عمان و مناطق جنوب شرقی پادشاهی سعودی است.

عربستان سعودی جنگ را می بازد

ماجراجویی مسلحانه در یمن همانند مداخله سعودی ها در سوریه و عراق، این پادشاهی را به شدت تضعیف کرده است. ریاض که نیروهای 30 هزار نفری خود را در مرز با یمن متمرکز کرد، همه محورهای دیگر را خالی از نیروهای مسلح نمود. در عین حال، نیرو های مسلح عربستان سعودی از ترس شکست ننگین از ورود به سرزمین یمن خودداری کرد. ولی نمی توان نیروها را از آنجا برداشت زیرا حوثی هایی که از بمباران های کشور خود به تنگ آمده اند، به تعرض متقابل پرداخته و در چند قسمت جزیان و نجران وارد سرزمین سعودی شدند. بسیاری از گذرگاه های سعودی منهدم شده و ده ها نفر نظامی کشته شدند. ساکنان مناطق مرزی که بسیاری از آنها اصل و نسب یمنی و شیعه دارند، به عمق پادشاهی و از جمله به ریاض فرار می کنند. حوثی ها در برخی محورها به اندازه 40-30 کیلومتر پیشروی کرده اند. این تهاجم تحت شعار آزادی سرزمین یمنی اشغال شده توسط سعودی ها (که در واقع این اراضی مورد اختلاف است) صورت می گیرد. حتی گفته می شود که حاکمیت یمن باید بر عسیر و نجران احیا شود که آنجا قبایل 2.5-2 میلیونی یمنی یا حدود 1 میلیون نفر اسماعیلی اهل تشیع سکونت دارند. برخی رهبران حوثی ها به اینجا بسنده نکرده و ادعا می کنند که به لحاظ تاریخی در زمان امارت زیدی، مکه و مدینه به آنها تعلق داشتند. در همین شرایط در استان شرقی شورش شیعیان شروع شده است.

کاسه صبر شیعیان سعودی لبریز شد

بعد از عوض شدن اخیر حکومت ریاض و کاهش شدید قیمت های نفت، اوضاع داخلی عربستان سعودی بدون یمن هم بسیار اسفناک است ولی در همین حال در استان شرقی دو عمل تروریستی رخ داده است که گویا این اقدام داعش علیه شیعیان بود. ادعا می شود که شعبه محلی داعش - و نه قسمت عراقی آن که پادشاهی به وسیله دیواری که در شمال ساخته شد، از آن جدا شده است – عامل این حمله بوده است. روز 22 ماه می یک شهروند سعودی طی عمل تروریستی انحصاری در مسجد شیعه آبادی القدیح ( در حوالی القطیف) به این انفجار تروریستی تن داد. بنا به اطلاعات رسمی سعودی، 21 نفر کشته و 97 نفر زخمی شدند که در میان قربانیان یک کودک 6 ساله هم وجود دارد. روز 29 ماه می در نزدیکی مسجد شیعیان شهر دمام عمل تروریستی جدیدی رخ داد که بر اثر آن سه نفر کشته و عده زیادی زخمی شدند. بعد از این اعمال تروریستی در استان شرقی عربستان سعودی که عمدتاً شیعه نشین است، قیام علیه آل سعود شروع شد. مردم با پوسترهایی به خیابان ها ریختند که تشکیل جمهوری القطیف و الحصا را اعلام نمودند. برای مثال، بعد از عمل تروریستی در حوالی القطیف قسمت جاده تا دمام مسدود شده و آنها پرچمی با نقش های ائمه حسن و حسین بر افراشته شد (حسن و حسین فرزندان علی آخرین امام راشد هستند که از نظر شیعیان شهید هستند زیرا توسط اهل سنت کشته شدند).

سازمان ولایت نجد که شاخه محلی داعش است، خود را مسئول این اعمال تروریستی اعلام کرد. اعضای داعش همزمان از پیروان توحید دعوت کردند وصیت حضرت محمد را اجرا کرده و سرزمین حرمین را از رافضین مشرک (که سلفیون و وهابیون عربستان سعودی این لقب را به شیعیان داده اند) پاکسازی کنند. مهمتر آن است که آنها به آزاد کردن سرزمین حرمین از کثافت حامیان آنها یعنی حکام مستبد مرتد (السلول) و آنهایی که اعمال آنها را تزیین می کنند، دعوت کردند.

به عبارت دیگر، این دعوت به قیام علیه آل سعود بود که در متن مذکور السلول، مادر آن حریف حضرت محمد در مدینه نامیده شدند که به عنوان مظهر شخص پست فطرتی در آمده است که اسلام آورده ولی با قبایل یهودی مدینه علیه حضرت محمد توطئه می کرد. آنهایی که اعمال آنها را تزیین می کنند، بخشی از روحانیون وهابی هستند که از خاندان سعودی پشتیبانی می نمایند. این دعوت داعش چیزی جز شعار «بهار عربی» به رسم عربستان با مشارکت داعش، نیست.

عجیب است ولی شیعیانی هم در این کار شرکت کردند که در خاک عربستان زندگی کرده و به این اعمال تروریستی واکنش درستی از خود نشان دادند. آنها این کار را به عنوان ماحصل تبلیغاتی مذهبی وهابی و سلفی تعبیر کردند که در طول مدت موجودیت دولت سعودی ادامه دارد. شیعیان نه به داعش که به طور پیگیرانه طرح سیاسی سلفی – وهابی را اجرا می کند که طی ده ها سال تحت سرپرستی سعودی ها برای مناطق مختلف جهان اسلام طراحی می شد بلکه به خود سعودی ها اعتراض می کنند. آنها بدین وسیله اراضی خود را از مناطق سنی نشین جدا کرده اند. بنا به اطلاعات رسماً اثبات نشده، شیعیان عربستان سعودی و داعش مشغول رایزنی های محرمانه درباره تقسیم عرصه های نفوذ هستند. ولی بنا به فرضیه دیگر، سرویس های ویژه سعودی که از این تماس ها با خبر شدند، علیه شیعیان عمل تروریستی ترتیب دادند تا دشمنی آنها را با داعش تحریک کرده و مذاکرات درباره تقسیم پادشاهی و درآمدهای نفتی آن را مختل نمایند.

در این شرایط ریاض باید اقدام فوری بکند. تحریک جنگ ها علیه شیعیان سوریه، عراق و یمن با مقابله با شورش در حال آغاز شیعیان در خانه خود، آن هم همزمان با فعال شدن داعش، فرق می کند. ولی به این منظور باید ارتش را فوراً از مرز با یمن فرا خواند.

چه کسی مجری اعمال تروریستی بود؟

کارآگاهان و بازجویان سعودی ادعا می کنند که تروریست انتحاری مواد لازم برای ساخت دستگاه انفجاری آماتوری را از خارج وارد عربستان سعودی کرده بود. منظورشان قبل از همه ایران (استان شرقی در ساحل خلیج فارس واقع شده است) و یمن هستند. ولی این ادعاها لغایت تصنعی است. ایران به تروریسم دست نمی زند و یمن از آنجا دور است. شاید بالاخره این کار خود سرویس های ویژه سعودی باشد؟ بعید است زیرا احتمال فرار اطلاعات از داخل سازمان این کار را خطرناک می سازد.

با وجود اینکه این دفعه همانند دفعه اول، گروهک داعش خود را مسئول عمل تروریستی اعلام کرد، اکثر کارشناسان در این مورد تردید دارند. قبل از همه به نحوه اجرای ناسازگار این حملات با حملات قبلی اشاره می کنند. داعش چه در سوریه و چه در عراق عمدتاً از دستگاه های انفجاری استفاده می کند که مقدار زیادی از عناصر کشنده بدان اضافه می شود  که این کار با ظرافت و گستردگی بیشتری انجام می شود. همیشه ابتدا چند انفجار اولیه برای رفع موانع امنیتی صورت می گیرد و بعد از آن به مسجد یا هدف دیگر ضربه می زنند. انفجارهای تکی بسیار به ندرت رخ می دهند. در مورد سعودی از یک دستگاه انفجاری صنعتی استفاده شده است که آویزان کردن عناصر کشنده گوناگونی که می توانند از بازار محلی خریده شوند، قدرت آن را افزایش می داد. در عمل تروریستی دوم این عناصر افزوده شده وجود نداشت که احتمال کمبود این وسایل و فقدان امکان خرید آنها در شرایط تدابیر ویژه امنیتی را تداعی می کند. از همه این مراتب نتیجه منطقی می گیریم که تروریست ها دستگاه های مدرن انفجاری را از خارج دریافت می کنند ولی در محل وقوع حمله کارگاه تروریستی فعالیت نمی کند که در این شرایط احتمال لو رفتن این گروه کاهش می یابد. علاوه بر آن، عملیات تخریبی در تأسیسات زیرساخت نفتی برای داعش اولویت بیشتری دارد تا تحریک ناآرامی های شیعیان (که این هدف واقعی حمله به مساجد شیعیان است). لذا این حوادث به استفاده از تروریست های انفجاری مخفی سعودی تحت فرماندهی سرویس های ویژه خارجی شباهت دارد. شاید این کار آمریکا و بریتانیا باشد که تا کنون طرح تجزیه عربستان سعودی به مناطق مخصوص قبایل و گروه های قومی و مذهبی را که از وحشی گری های حکومت آل سعود به تنگ آمده اند؟

در هر حال، باید فرضیه دخالت ساختارهای داعش را صرف نظر از بیانیه رسمی آنها، کنار گذاشت. طرفداران داعش سعی می کنند همه جا و به هر بهانه ای که شده هذیان خود را بگویند و خود را مسئول همه اعمال تروریستی پر سر و صدا اعلام کنند. این روش عادی آنها در جنگ تبلیغاتی است. بیانات اخیر داعش درباره آمادگی برای خرید «بمب اتم» از پاکستان (زیرا میلیاردها دلار در حساب های سازمان نگه داری می شود) در همین ردیف قرار دارد. هدف از تزریق این اطلاعات به فضای رسانه ای، به اثبات رساندن توانمندی و پتانسیل بالای مالی سازمان است. جان کلام، بسیاری از کارشناسان غربی و عربی درباره دخالت داعش در اعمال تروریستی در مساجد شیعیان تردید های زیادی دارند.

تبعات جهانی و منطقه ای فروپاشی عربستان سعودی

شورش در استان شرقی نفت خیز عربستان سعودی به لحاظ سیاسی قبل از همه به نفع ایران، حوثی های یمن، عراق، سوریه، حزب الله لبنان و – هرچند که این ادعا می تواند باعث تعجب شود – ایالات متحده است. کار های ریاض در جهت تحریک رویارویی شیعه و سنی، مناقشات داخلی و مداخله مستقیم از جمله مالی و نظامی در امور داخلی کشورهای منطقه در مرحله اخیر همه کشور های منطقه و از جمله شرکای آن در شورای همکاری را به تنگ آورده است. واشنگتن هم از پررویی سعودی ها که مدعی نقش ژاندارم منطقه خاورمیانه شده ولی از عهده این کار بر نیامده اند، خسته شده است. در نتیجه رفتار آنها، این منطقه راهبردی به لحاظ انرژی و موقعیت آن در تقاطع مسیرهای مهم جهانی، در حالت هرج و مرج و بی ثباتی قرار گرفته است. همه جا جنگ ها، تروریسم و بی ثباتی مشاهده می شود. بسیاری از ناظران غربی با عنایت به این واقعیت خیال کردند که شاید برای آنها آسان تر باشد که نقش عامل ثبات منطقه ای به یک قدرت منطقه ای با رفتار قابل پیشبینی نظیر ایران منتقل شود؟

تازه ریاض بالاخره تصمیم گرفته است واحدهای مکمل گارد ملی و نیروهای ویژه خود را به استان شرقی بفرستد. بدین وسیله، کنترل مرز با یمن تضعیف می شود در حالی که فعال شدن حوثی ها در این مرز تا کنون باعث تصرف برخی گذرگاه های مستحکم و چند انبار مهمات شده است. به عبارت دیگر، افتتاح «جبهه دوم» در پشت جبهه دشمن تشویق می شود که اگر این دشمن فعال شود، برای سامانه امنیت منطقه ای مشکلات قابل توجهی پدید آمده و ممکن است تولید و صدور نفت به اروپا و آسیا مختل شود. بی ثباتی در این منطقه، خواب وحشتناکی برای نخبگان سعودی است که عوامل اعمال تروریستی این واقعیت را خوب درک می کنند. در هر حال می توان گفت که عوامل عملیات تروریستی به مراد خود رسیده اند.

احتمال زیادی می رود که تا چند ماه آینده و حد اکثر تا 3-2 سال آینده در این سرزمین کیان های دولتی جدیدی به وجود آیند. تازه نقشه جدید عربستان و مناطق مجاور آن نیز تا کنون منتشر شده است. به عنوان مثال، دولت شیعیان با تکیه گاه در استان شرقی عربستان سعودی، یمن بزرگی که اراضی مجاور عمدتاً شیعه نشین سعودی را دربر گیرد، شیعستان در نصف سرزمین عراق معاصر و کشور فوق العاده نیرومند ایران در این منطقه وجود خواهند داشت. احتمال زیادی می رود که همه شبه دولت های شیعیان، یک کشور متحد یا فدراسیون جمهوری های شیعی را با جمعیت عظیم حد اقل 50 میلیون نفری تشکیل دهند. این کشور در قسمت جنوبی عراق معاصر، سوریه، بخشی از لبنان، کویت، استان شرقی عربستان سعودی، قطر، امارات، بحرین، عمان، یمن، نجران و عسیر مستقر شده و همراه با ایران صاحب تمامی منافع نفتی و گازی خلیج فارس و بخشی از خاورمیانه خواهد شد.

این دولت شیعه عربی در امتداد ساحل غربی خلیج فارس به وجود آمده و آن را همراه با ایران به دریای داخلی شیعیان تبدیل خواهد کرد. ساحل دریای عربستان و بخشی از دریای سرخ هم در دست آنها خواهد بود. هم پیمانی این دولت با ایران واقعیت جدید ژئوپلتیکی جهان را به وجود خواهد آورد که از نظر توانمندی مالی و اقتصادی خود به سطح قدرت جهانی نزدیک خواهد شد. پیمان شیعستان عربی و ایران شیعه از اختلاف نظرها عاری خواهد بود زیرا شیعیان عرب از اندیشه های انقلابی خمینی پشتیبانی می کنند در حالی که به لحاظ معنوی وجود نجف و کربلا مقدسات اساسی شیعیان در عراق، شور و شوق مذهبی شیعیان عرب را تشویق خواهد کرد. ممکن است اتحادیه دو ملت برابرحقوق بر اساس وحدت مذهبی و مقابله با ارزش های معنوی قسمت سلفی- وهابی اسلام سنی که توسط غرب خراب شده است، به وجود آید.

 ممکن است دولت بزرگ شیعیان عرب به وجود آید. جهان در آستانه تحولات عظیم قرار دارد و جامعه جهانی مجبور خواهد شد این واقعیت جدید را به رسمیت بشناسد. ایالات متحده و غرب نمی توانند از ادامه این روند ممانعت کرده و علیه آن به زور متوسل شوند. آنها نمی توانند مانند گذشته از حیاط خلوت وارد شده و همه مسایل خود را حل کنند. چین یکی از اولین کشورهایی خواهد بود که کیان جدید ژئوپلتیکی را به رسمیت شناخته و روابط خود را با آن بر اساس برابری حقوق و شراکت برقرار خواهد کرد. روسیه می تواند با این دولت روابط مستقیم برقرار کند که در این صورت از شانس تاریخی برای بازگشت به جهان عرب برخوردار خواهد شد، آن هم بدون مقابله از سوی ایالات متحده، غرب و بلوک ها و سازمان های تابع آنها. ساختار جهان دچار استحاله جدی شده و شورای همکاری کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از بین خواهد رفت. سازمان همکاری های اسلامی تغییر کرده و به مراتب فعال تر خواهد شد. تهران تکیه گاه معنوی این دولت جدید باقی خواهد ماند. روح و سیمای ائتلاف جدید ژئوپلتیکی، مرکز نیرومند قدرت با شرکت روسیه – عربستان شیعی و ایران، در هوا پر می زند.

******

البته، ممکن است کسی خیال کند که همه این حرف ها، خیال پردازی های محض و پیشبینی هایی بی اساس بیش نیست. ولی واقعیت اینطور نیست. ما روز و ساعت دقیق فروپاشی عربستان سعودی (کسی نتوانسته بود تاریخ دقیق فروپاشی امپراطوری شوروی را پیشبینی کند) و اینکه کدام دولت های مشخص با چه مرزهای دقیقی در این منطقه بر اثر تکان های فعلی به وجود خواهند آمد را پیشبینی نمی کنیم. اینجا گرایش ها و فرجام احتمالی آنها و نیز واقعیات مشخص جاری در عربستان و پیرامون آن برشمرده شده است. مهم نیست مرزهای جدید از کجا بگذرد. آنچه که هم اکنون مسلم است آن است که حکام عربستان سعودی که به تحریک انقلاب های رنگین و مناقشه شیعه و سنی دست زده و پیرامون ایران احساسات ناسالمی داغ می کردند و بی پرده در امور کشورهای عربی با ساختار پیچیده قومی و مذهبی مداخله کردند، به سزای منطقی اعمال خود رسیده اند. مناقشه مذهبی با شیعیان، تروریسم داعش و خطر بروز انقلاب رنگین نصیب آنها شده است. کار آنها به صورت بومرنگ به آنها برگشته است. بی خود نیست که روس ها می گویند که برای دیگری چاه نکن زیرا خودت بدان می افتی.

«ایران رو»

جستجو

اشتراک

نوشتن به سردبیر

info@iran.ru
Page load: 0.23835 sec