ایران و آسیای مرکزی

مقاله هیأت تحریریه «ایران رو»

10.06.15

اجلاس قریب الوقوع سران سازمان همکاری شانگهای که قرار است در ماه جولای در شهر اوفا برگزار شود، باید به سرآغاز مرحله جدید همکاری ایران با کشورهای به اصطلاح «منطقه سازمان همکاری شانگهای» تبدیل گردد. امروزه این رویداد دور انتظار بسیار به موقع به نظر می آید زیرا طی سال های اخیر ایران بر خلاف مشکلاتی که داشت و مقاومت بخشی از نخبگان محلی که از خارج تحریک شده بود، به کنشگر مهم منطقه آسیای مرکزی (آسیای میانه شوروی سابق) تبدیل شده و با پشت کار و سنجیدگی در جهت تأمین توسعه اقتصادی و تحکیم امنیت منطقه تلاش به عمل می آورد.

بدون اغراق می توان گفت که محور آسیای میانه سیاست خارجی ایران از اواسط سال های 1990 تا حالا یک نوع «جبهه نامرئی» بوده و می باشد که شدت احساسات در این جبهه از انظار عمومی پنهان است ولی پنهان بودنش از تنش در آن نمی کاهد. حضور در این منطقه برای تهران اهمیت اصولی دارد و به ایران اجازه می دهد سه مسأله فوق العاده مهم را حل کند:

  • بر هم زدن انزوای بین المللی که غرب ایجاد می کند؛
  • مسلط شدن بر بازارهای محلی و گسترش روابط دوجانبه بازرگانی و اقتصادی به منظور تضعیف تأثیر تحریم ها بر نظام مالی و صنایع خود؛
  • ایجاد سد محکم بر سر راه تروریسم، افراطی گری مذهبی و فعالیت گروه های جنایی فرا مرزی، به ویژه در زمینه مواد مخدر، از راه همکاری با مقامات کشورهای آسیای مرکزی.

و به تبع آن، هدف پیشگیری از حضور ایران در آسیای میانه یا تضعیف هر چه بیشتر آن برای ایالات متحده و شرکایش به همین اندازه اصولی بوده و می باشد. برای واشنگتن هیچ اهمیتی ندارد که بر اثر این سیاست امنیت منطقه به طور عام خدشه دار خواهد شد. بر عکس، بی ثباتی مزمن و بی پایان در «منطقه سازمان همکاری شانگهای» برای آن مطلوب است زیرا ایران، روسیه و چین را تضعیف می کند. چه رسد به اینکه «هرج و مرج هدایت پذیر» باعث پاسخ گویی سریع و با رغبت نخبگان سیاسی محلی به همه خواست های واشنگتن می شود.

این رویارویی پنهانی تهران با واشنگتن و اقمار و دوستاران محلی آن در حد زیادی چگونگی و حدود ممکن ها در زمینه حل و فصل مسأله پر ادعای سیاست ایرانی یعنی گسترش حضور در آسیای مرکزی را رقم زده است. با وجود اینکه همه اهداف هنوز حاصل نشده و ارقام مربوطه نسبتاً محدود است، باید این واقعیت را در نظر داشت که اولاً، این فرایند همچنان ادامه دارد و ثانیاً، این واقعیتی در هر حال کم اهمیت جلوه نمی کند که تهران به یکی از کنشگران با نفوذ و معتبر منطقه تبدیل شده است که بررسی اجمالی روابط ایران با کشورهای آسیا میانه این حقیقت را به اثبات می رساند. «ایران رو» قبل از اینکه به ما بگویند که مشکل بتوان در یک مقاله همه ابعاد مختلف سیاست تهران در منطقه سازمان همکاری شانگهای را منعکس کرد، خاطرنشان می کند که در آستانه اجلاس بزرگ اوفا سلسله مقالات درباره روابط ایران با هر کشور عضو این سازمان را شروع می نماید. در این مقاله روابط ایرانی – قرقیزی منعکس نشده است زیرا بحث درباره روابط ایرانی – قرقیزی تنها در ارتباط با مسایل امنیت منطقه ای امکان پذیر است.

ایران و سیاست چند جهتی قزاقستان

روابط بین تهران و آستانه همیشه نشانه آن بوده است که «میانگین درجه حرارت بدن بیماران یک بیمارستان» به درجه سنج سیاسی واشنگتن وابسته است. سیاست چند جهتی که محور اساسی سیاست خارجی قزاقستان را تشکیل داد، طی مدت زیادی باعث می شد که آستانه در روابط خود با تهران نه فواید احتمالی از محل توسعه همکاری های دوجانبه بلکه تأثیر این روابط بر گفتگوی آن با واشنگتن، اتحادیه اروپا یا ترکیه را در نظر بگیرد.

آستانه بر همین اساس مبتکر تغییرات در مقررات عضویت در سازمان همکاری شانگهای شد که به موجب آن کشورهایی که تحت تحریم های بین المللی قرار دارند، نمی توانند عضو این سازمان شوند. تردیدی نبود که این پیشنهاد مانع از حرکت تهران به سوی عضویت تمام عیار در سازمان همکاری شانگهای شده بود. قزاقستان بدین وسیله نشان داد که شریک سیاست غربی بازدارندگی از ایران در منطقه است و در این زمینه با احتیاط ولی پیگیرانه منافع آمریکا و اتحادیه اروپا را تأمین می کند.

این احتیاط بی دلیل نبود. ولی سرزنش کردن نورسلطان نظربایف به اتخاذ مواضع غربی و ضد ایرانی دور از انصاف است. رئیس جمهور قزاقستان هرگز طرفدار غرب و مخالف ایران نبوده بلکه در طول مدت فعالیت سیاسی خود طرفدار قزاقستان بوده و منافع حسابگرانه کشور خود را در صدر برنامه های خود می گذاشت. این منافع اولویت روابط با اتحادیه اروپا و آمریکا را دیکته می کرد.

جهت مقایسه، در سال 2006 تبادلات بازرگانی قزاقستان با ایران برابر 2.099 میلیارد دلار بود و 3.4% تبادلات بازرگانی خارجی جمعی قزاقستان را تشکیل می داد. در همان زمان تبادلات بازرگانی با اتحادیه اروپا برابر 13.98 میلیارد دلار (36.3% تبادلات بازرگانی جمعی) بود. در سال 2014 تجارت قزاقستان با ایران معادل حدود یک میلیارد دلار بود و با اتحادیه اروپا 53.5 میلیارد دلار. همانطور که می بینیم، واقعیت سخت اقتصادی بیانات همه سال های اخیر سیاستمداران تهران و آستانه مبنی بر توسعه همکاری های همه جانبه را بی رحمانه تصحیح می کند. علاوه بر آن، این واقعیت به نیرو های قزاقستانی که بر کم اهمیت و بی آتیه بودن روابط ایرانی – قزاقستانی تأکید می نمودند، استدلال های کشنده ای می داد.

تازه این روابط آینده و چشم انداز خوبی دارد. با تضعیف تحریم ها یا لغو کامل آن، طرح های مشترک اقتصادی دو کشور دوباره جان تازه ای خواهد گرفت، به خصوص در محورهای نفت و راه آهن. ظرفیت راه آهن ساحلی خزر (قزاقستان - ترکمنستان – ایران) معادل 10 میلیون تن محموله ها در سال برآورد می شود که آستانه و تهران برای استفاده از این ظرفیت ها محموله های کافی دارند.

طرحی هم که تا مرحله اخیر اجرا می شد و ناظر بر صدور تا 1 میلیون تن نفت قزاقستان از طریق معاملات اسواپ با ایران بود، هنوز می تواند مورد استفاده قرار گیرد. نفت به وسیله نفتکش ها از طریق دریای خزر به بنادر ایرانی انتقال یافته و از آنجا به پالایشگاه های ایرانی ارسال می شود. قزاقستان در عوض همان مقدار نفت مرغوب ایرانی را در خلیج فارس دریافت کرده و آن را به شرکای خود صادر می کند. بدون تردید، در چارچوب سازمان همکاری شانگهای طرح های جدید آینده دار اقتصادی در چارچوب همکاری های دوجانبه و چند جانبه به وجود خواهند آمد. ولی آستانه مانند سابق تأکید می کند که انعقاد موافقتنامه درباره برنامه هسته ای ایران لازمه اجرای برنامه های همکاری می باشد.

گفتگوی پیچیده با ازبکستان

حدود نیمی از سفرهای مقامات و هیأت های رسمی ایران به آسیای مرکزی نصیب ازبکستان می شود. ولی با کمال تأسف باید گفت که این امر بر توسعه روابط دوجانبه که در سال های اخیر در بعد اقتصاد رو به تنزل گذاشته است، اثر نمی گذارد. برخی نشریات از اینکه تبادلات بازرگانی بین ازبکستان و ایران در سال 2014 از حد 250 میلیون دلار گذشته و ممکن است در آینده دورتر به 1 میلیارد دلار برسد، به عنوان دستاورد جدی خبر دادند. ولی در حقیقت امر، هیچ دلیلی برای خوشبینی وجود ندارد. در سال 2008 حجم تبادلات بازرگانی بین ایران و ازبکستان از حد 600 میلیون دلار گذشته بود و در سال 2013 برابر 350 میلیون بود. به عبارت دیگر، افت تبادلات بازرگانی به یک گرایش تبدیل شده است.

 لازم به ذکر است که تاشکند از زمان کسب استقلال همیشه به گسترش حضور ایران در منطقه با احتیاط و نگرانی می نگریست. این قبل از همه نتیجه سوء ظنی بود که شاید حضور ایران به احیای ملی گرایی تاجیکی در ازبکستان و افزایش جدایی طلبی در بخارا و سمرقند منجر شود. علاوه بر آن، نخبگان سیاسی حاکم بر ازبکستان سوء ظن داشتند که تهران مایل است نفوذ گروه های اسلامی مخالف مقامات دولتی را تقویت کند. به همین علت در سال 1995 که کنگره آمریکا علیه ایران تحریم های اقتصادی اعمال کرد، ازبکستان تنها کشور شوروی سابق بود که از این اقدام علناً جانبداری نمود.

اوایل سال های 2000 اسلام کریموف بعد از بررسی نتایج میان مدت فعالیت ایران در منطقه در موضع گیری خود نسبت به ایران بازنگری کرده و نسبت به توسعه همکاری با تهران علاقه از خود نشان داد. طی مدت کوتاهی توافقات درباره گسترش روابط در بخش کشاورزی، حمل و نقل، تولید و فرآوری نفت و گاز، ساختمان، داروسازی و امور بانکی حاصل شد. پنبه، فلزات آهنی و رنگین، کود شیمیایی، لیف شیمیایی و محصولات دیگر از ازبکستان به ایران و از جمهوری اسلامی مصالح ساختمانی، مواد شوینده، مواد خوراکی، چای و کالاهای دیگر به ازبکستان صادر می شد.

 با وجود فراهم شدن همه شرایط، روابط بین دو کشور توسعه نیافته است. در آینده اجرای مفاد توافقنامه سه جانبه سال 2003 درباره حمل و نقل اتومبیلی بین المللی بین تهران، تاشکند و کابل و ایجاد کریدور افغانی ترمز – مزار شریف – هرات با تمدید آن تا بنادر ایرانی بندر عباس و چابهار که اکنون به حال تعلیق در آمده است، می تواند پایه های محکم مرحله جدید روابط دوجانبه را تشکیل دهد.

تاجیکستان در مدار «جهان ایرانی»

همه رهبران عالیمقام ایران به دفعات اعلام کرده اند که «روابط ایرانی – تاجیکی از ریشه های تاریخی و فرهنگی برخوردار است که تهران به گسترش روابط با دوشنبه در همه زمینه ها و از جمله در زمینه اقتصاد علاقه مند است». تهران برای این روابط اهمیت ویژه ای قایل است زیرا تاجیکستان را بخشی از جهان فارسی زبان محسوب می کند.

 روز 9 سپتامبر سال 1991 جمهوری اسلامی ایران اولین کشوری بود که استقلال تاجیکستان را به رسمیت شناخته و در دوشنبه نمایندگی دائمی خود را افتتاح کرد. تهران برای سالم سازی و تثبیت اوضاع تاجیکستان تلاش های فراوانی به عمل آورده و در حل و فصل مناقشه تاجیکی یکی از نقش های کلیدی را ایفا کرد. تهران و دوشنبه تا کنون حدود 130 موافقتنامه دوجانبه در همه عرصه های اقتصاد، سیاست و امور اجتماعی را امضا کرده اند. در تاجیکستان بیش از 150 شرکت ایرانی کار می کنند. در سال 2014 تبادلات بازرگانی بین دو کشور از حد 228 میلیون دلار گذشت که 4.3% تبادلات بازرگانی جمعی خارجی دوشنبه را تشکیل می دهد.

در ملاقات چند روز پیش حمید چیتچیان وزیر نیروی جمهوری اسلامی ایران با امامعلی رحمان رئیس جمهور تاجیکستان اعلام شد که جمهوری اسلامی با استفاده از تجربه ساخت نیروگاه برق آبی سنگ توده 2 که تهران سرمایه گذار اساسی آن بود، در ساخت تأسیسات دیگر برق آبی در تاجیکستان شرکت خواهد کرد. تهران به خرید 1 میلیارد متر مکعب آب آشامیدنی تاجکیستان علاقه مند است که قرار است به این منظور همراه با دوشنبه و کابل کریدور آب و انرژی ایجاد شود. در سال 2012 ایران، تاجیکستان و افغانستان یادداشت تفاهمی امضا کردند که ناظر بر ساخت راه آهن، زیرساخت برای صدور انرژی (نفت، گاز و نیروی برق) و آب است. در تهران اعتقاد دارند که «ساخت این ارتباطات راه بزرگ ابریشم را احیا کرده و ضمن تحکیم همکاری های اقتصادی، امکان توسعه کشورهای منطقه را فراهم خواهد کرد».

فعلاً با ترکمنستان مشکلی نیست

اگر روابط بین عشق آباد و تهران با آنچه که در فوق آمده است، مقایسه شود، می توان گفت که این روابط از بیشترین ثبات و پویایی برخوردار است که این برآیند اشتراک مرزها و نزدیکی چند صد ساله تاریخی، مذهبی و تمدنی دو کشور است. وجود جمعیت قابل توجه ترکمنی در قسمت شمالی ایران، پایه های محکم حسن همجواری را تشکیل می دهد. همین امر در زمان خود به نیازوف رئیس جمهور اول فقید ترکمنستان اجازه داده بود با اطمینان بگوید: «روابط برادرانه ما با ملت ایران عاری از سوء ظن متقابل است». هاشمی رفسنجانی در طول مدت ریاست جمهوری خود (سال های 1997-1989) با نیازوف 16 ملاقات داشت. خاتمی رئیس جمهور بعدی (2005-1997) اولین سفر خارجی خود را به عشق آباد انجام داد.

طبیعی است که این روابط متقابلاً سودمند است. تبادلات بازرگانی بین دو کشور از 52 هزار دلار در سال 1992 به 3.7 میلیارد در سال 2014 افزایش یافته است. حسن روحانی رئیس جمهور ایران خاطرنشان کرد که «ما اظهار تمایل کردیم ظرف 10 سال آینده این رقم را تا 60 میلیارد دلار افزایش دهیم». در ترکمنستان حدود صد پروژه صنعتی که برای اقتصاد ملی اولویت دارند، به کمک ایران اجرا شده یا در دست اجرا هستند.

ترکمنستان به برکت شراکت با تهران صاحب پیشرفته ترین فناوری ها در زمینه خطوط فیبر نوری، مصالح ساختمانی، داروسازی، تصفیه شیمیایی آب و برخی زمینه های دیگر شد. مساعدت ایران به ساخت خط لوله 200 کیلومتری انتقال گاز کوپچه – کردکوی که در سال 1998 راه اندازی شد، برای صنعت گاز ترکمنستان اهمیت اصولی داشته است. ابتدا ظرفیت آن 6 میلیارد متر مکعب در سال بود و در سال 2006 تا 12 میلیارد متر مکعب افزایش یافت. ایران 80% هزینه های ساخت این خط لوله را بر عهده خود گرفت و متعهد شد تا 25 سال آینده گاز آن را بخرد.

در سال 2003 خط انتقال برق بین شهرهای بلکان آباد ترکمنستان و علی آباد ایران که مشترکاً ساخته شد، به بهره برداری رسید. توافقنامه درباره صدور نیروی برق به جمهوری اسلامی که برای مدت 25 سال منعقد شده است، هر سال برای این کشور بیش از 150 میلیون دلار درآمد به بار می آورد. امروزه تهران بزرگ ترین وارد کننده نیروی برق از ترکمنستان است. این تقریباً بهترین نمونه «حضور ایران در آسیای میانه» است. آنچه که تهران به شرکای منطقه ای خود پیشنهاد می کند، اعتماد، احترام، سود متقابل و تعامل در زمینه توسعه اقتصادی است.

******

تهران همانند هر بازیگر تخته شطرنج ژئوپلتیکی، در آسیای میانه منافع حسابگرانه ویژه ای دارد که گاهی با منافع مسکو و پکن سازگاری کامل ندارد. ولی این ناسازگاری ها و ناهمواری ها اغلب نتیجه نه اختلاف نظرها بلکه عدم هماهنگی معمولی است. فعال شدن ایران در سازمان همکاری شانگهای می تواند این عدم همخوانی را برطرف کند زیرا تهران، مسکو و پکن برای آینده نزدیک یک هدف اساسی دنبال می کنند و آن تأمین ثبات، امنیت و توسعه پویای آسیای مرکزی به عنوان مهم ترین قسمت منطقه سازمان همکاری شانگهای است.

«ایران رو»

جستجو

اشتراک

نوشتن به سردبیر

info@iran.ru
Page load: 0.1371 sec