ایران و مسأله افغانستان

نیکلای یگوروف,
اختصاصی برای «ایران رو»

16.06.15

سی و هفت سال است که افغانستان از زمان وقوع انقلاب ثور (آوریل) سال 1978 برای تمام جامعه بین المللی در حکم «درد سر» باقی مانده است. طی پانزده سال قرن 21 نهایتاً دو برخورد با این دولت ستم دیده و مردم آن شکل گرفته است. ایالات متحده و ناتو، کابل را نقطه تحقق طرح های جهانی ژئوپلتیکی خود می دانند. ولی برای ایران و کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، همسایه ای است که ثبات تمام منطقه به بهروزی آن وابسته است.

بدون تردید، ایران همراه با ایالات متحده و اتحاد شوروی، یکی از سه کشور رهبر جهانی از نظر هزینه های عظیم بلاعوض اقتصادی و تلاش های سیاسی در جهت حل مسأله افغانی طی بیش از سی سال اخیر بوده است. ادعاهایی که این هزینه ها و تلاش ها بی شایبه نیست و بر یک نوع سود جویی استوار است، آزمایش آماری را بر نمی تابد.

آری، تجار ایرانی چند سال است که در طرح های معتبر اقتصادی همسایه شرقی خود سرمایه گذاری فعالی می کنند که این فعالیت ها شامل ایجاد زیرساخت جاده ای، بخش کشاورزی، تولید نیروی برق و ارتباطات است. ولی اگر مسأله با دقت بیشتری مطالعه شود، بزودی معلوم می گردد که به علت بی ثباتی سیاسی میانگین مدت بازگشت هزینه های طرح های افغانی برای کارآفرینان و تجار ایرانی معادل 4 الی 6 سال می باشد. اکثریت آنها برای این گونه سرمایه گذاری های بلندمدت پول ندارند و لذا 60 الی 70 درصد طرح های بزرگی که بخش تجاری ایران در افغانستان اجرا می کند، به طور مستقیم یا غیرمستقیم از محل بودجه دولتی توسط تهران پشتیبانی می شود.

 افزون بر آن، طی چهار سال اخیر کمک مالی بی شایبه به کابل در چارچوب تعهدات بین المللی ایران بالغ بر 500 میلیون دلار شده است. قرار است تا پایان سال 2016 چهارصد میلیون دلار دیگر پرداخت شود. ولی بهای مسأله افغانی برای تهران به اینجا هم ختم نمی شود زیرا ایران از سال 2003 به بعد بابت مبارزه با سیلاب مواد افیونی افغانی حدود 50 میلیون دلار در سال خرج می کند. تهران مجبور است به منظور کنترل مرز با افغانستان حدود 50 هزار نفر از نظامیان، مرزبانان و افراد واحدهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در حالت آماده باش رزمی نگه دارد، چه رسد به هزینه های ساخت سامانه استحکامات مهندسی و استقرار سامانه های دیده بانی فنی در مرز با افغانستان که طی ده سال اخیر قریب به  7 میلیارد دلار بابت این فعالیت خرج شده است. در عمل، بهای مسأله افغانی، سرمایه گذاری ها در امنیت و ثبات دولت همسایه طی 12 سال اخیر برای تهران تخمیناً به 0.9 الی 1.2 درصد هزینه های سالانه بودجه دولتی تمام می شد.

بنا به برآوردهای مختلف، تنها هزینه های مستقیم ایران در رابطه با مسأله افغانستان طی سی سال اخیر از حد یک هزار میلیارد دلار گذشته است. محافل اجتماعی ایرانی به دفعات بر شکایت به مراجع قضایی بین المللی در جهت دریافت جبران خسارات ناشی از تجاوزات خارجی به افغانستان تأکید نموده اند. به نظر می آید که ایران دیر یا زود مطالبات مالی خود را از کشورهای متجاوز خواهد ستاند.

منافع ایران در افغانستان: اهداف و روش ها

داستان های باراک اوباما، این برنده جایزه نوبل در ردیف « نبرد بی امان در راه صلحی که برای آمریکا در مابقی جهان لازم است»، درباره عقب نشینی از افغانستان چیزی جز حرف و شعار باقی نمانده است. این مکان برای واشنگتن بیش از حد راحت و مناسب است تا آمریکا آن را ترک کند. تازه همه موجبات حقوقی برای باقی ماندن در این کشور فراهم شده است. در ماه نوامبر سال 2014 مجلس افغانستان با اکثریت قریب به اتفاق آرا قطعنامه ای را صادر کرد که از ایالات متحده و ناتو به نگه داشتن حدود 12 هزار نظامی که 9800 نفر از آنها سرباران و افسران آمریکایی هستند، برای مدت نامشخص یعنی «تا تثبیت نهایی اوضاع» دعوت می کند.

واشنگتن از این طریق حضور نظامی خود را در نزدیکی مرزهای ایران حفظ کرده است که این امر ناگزیر موجب نگرانی های جدی تهران می شود. افزون بر آن، سعودی هایی که حامیان فعال وهابیون دئوبندی، این دشمنان پیکارجوی شیعیان هستند و «مراکز اندیشه اسلامی» وابسته به ریاض را ایجاد می کنند، با تأیید آمریکایی ها مشغول گسترش جدی حضور خود در افغانستان هستند. همین دو عامل یعنی حضور آمریکایی و توسعه طلبی سعودی دستور روز سیاسی منافع ایران در افغانستان را تشکیل می دهند. افراد فزاینده تولید مواد افیونی، ظهور سلول های داعش در کشور و شکل گیری ستاد هماهنگی جنبش جدایی طلبان بلوچ در خاک افغانستان، به این دستور روز اضافه می شوند.

 در حال حاضر منافع اساسی ایران در افعانستان به قرار ذیل است:

  • ثبات قدرت مرکزی در کابل و رعایت الزامی موازنه بین پشتون ها و گروه های قومی دیگر در میان نخبگان حاکم؛
  • عقب نشینی کامل نیروهای آمریکایی از افغانستان؛
  • پیشگیری از نفوذ سعودی ها و خنثی کردن نفوذ فزاینده ریاض در کابل؛
  • توسعه اقتصادی و سیاسی تاجیک ها و هزاره های مقیم افغانستان؛
  • تأمین امنیت شیعیان افغانی و پیشگیری از دامنه دار شدن رویارویی شیعه و سنی در کشور؛
  • مقابله با رشد افراطی گری و حمایت کنشگران خارجی از جدایی طلبی بلوچ ها؛
  • کاهش تولید مواد افیونی و ترانزیت مواد مخدر؛
  • همراه با هند، توسعه زیرساخت حمل و نقل در کشور برای ایجاد کریدور ترانزیتی تا بندر ایرانی چابهار.

عمدتاً سه نهاد دولتی ایران که تلاش های سیاسی و اقتصادی تهران را هماهنگ می کنند، مشغول پیشبرد این منافع ایران در افغانستان هستند:

  • نهادهای روحانی قم، پایتخت دینی ایران که مکانیزم های نیروی نرم و ایدئولوژی بیداری شیعی را نه تنها در افغانستان بلکه در سراسر خاور نزدیک و میانه و از جمله در پاکستان و هند طراحی می کنند؛
  • وزارت اطلاعات که مسئول برقراری تماس ها با نخبگان سیاسی و اداری کابل، از جمله نمایندگان مجلس لویه جرگه، وزارتخانه ها و نهاد های مختلف افغانی که در زمینه اقتصاد هم فعالیت می کنند، می باشد؛
  • سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که واحدهای آن در مشهد و بیرجند مشغول سرپرستی مستقیم مقابله با فعالیت تخریبی علیه ایران از خاک افغانستان هستند.

جامعه ایرانی و مهاجران افغانی

کارآیی و موفقیت آمیز بودن سیاست ایرانی حفاظت از ثبات در افغانستان و اعتبار ایران نزد شیعیان این کشور تنها از ارقام کمک های مالی و شمار واحدهای ایرانی بخش های مختلف اعم از آبیاری و بخش کشاورزی تا تجارت، ارتباطات و راه سازی در خاک افغانستان، روشن نمی شود. آمادگی بخشی از شیعیان افغانستان برای شرکت در مبارزه مسلحانه با تجاوز «جهاد بین المللی» به سوریه و مراجعه گروه قابل توجه دیگر آنها به تهران با درخواست حمایت از تشکیل دسته های دفاع از خود علیه سلول های داعش که در افغانستان ظاهر می شوند، همگی نشانه مراتب امتنان و وفاداری شیعیان افغانی بوده است.

این امر در حد زیادی پی آمد سیاست سنجیده ای شده است که تهران بیش از سی سال است که نسبت به جمعیت بزرگ مهاجر افغانی که در سال های 1980 وارد ایران شدند. دنبال می کند. بدیهی است که در این زمینه همه چیز بی عیب و نقص نیست و در داخل جامعه ایرانی بحث های متشنجی درباره موقعیت جاری و به خصوص چشم انداز این جمعیت مهاجر جریان دارد. ولی در مجموع تجربه ایرانی حمایت از آوارگان افغانی که برای تهران به مبلغ قابل توجهی تمام شده است، شایان دقیق ترین توجه است.

به گزارش دفتر اتباع خارجی ایران، شمار جمعی افغانی های مقیم ایران تا سال 2014 نزدیک به 3 میلیون نفر بود. 1.4 الی 2 میلیون نفر از آنها در واقع به صورت نامشروع زندگی کرده و از محل درآمدهای فصلی یا کارهایی که به تخصص نیاز ندارد، امرار معاش می کنند. ابعاد این پدیده جدیداً در جریان مسابقه فوتبال جام آسیا بین تیم های ملی ایران و افغانستان در ورزشگاه آزادی تهران روشن شد. از 100 هزار نفر هوادار تیم ها که در آن مسابقه حضور داشتند، 80 هزار نفر افغانی بودند در حالی که سرویس های دولتی اطلاع دادند که فقط حدود 50 هزار شهروند افغانستان به طور مشروع از مرز رد شده بودند تا در این مسابقه حضور یابند.

در سال های اول عملیات شوروی در افغانستان شمار پناه جویان افغانی در ایران برابر 8 الی 10 میلیون نفر بود. از سال 1985 تا سال 2010 در ایران 5 الی 7 میلیون افغانی به طور غیر رسمی زندگی می کردند. هیچ کشور دیگری نمی توانست از پس این همه مهاجر نامشروع برآید. «غرب صلح جو»، «کشورهای دلسوز عربی» و در واقع تمام جامعه جهانی از این فاجعه انسانی کناره گیری کرده و تمام بار سنگین حل و فصل این مسأله را بر دوش اقتصاد ایرانی گذاشتند که بر اثر جنگ چندین ساله متزلزل شده بود.

 این امر مشکلات عظیمی را به وجود آورد که شامل هم خطرات امنیتی و هم بروز فاجعه انسانی عظیم در خاک ایران بود. این وضع برای کشوری که زیر بار تحریم های اقتصادی قرار داشت و از امکانات مالی برای ایجاد شرایطی برخوردار نبود که جمعیت اینقدر زیاد افغانی بتواند از پرداختن به فعالیت جنایی خودداری کند.  ایران هم تا اندازه معینی از این گزند اجتناب نکرد. بنا به آمار رسمی، تا کنون 228 هزار افغانی در ازای جنایات مختلف به حبس در زندان محکوم شده اند.

عامل دیگری که بر تنش جامعه ایرانی در برخورد با مهاجران افغانی می افزاید، این است که در شرایط بیکاری بخشی از مردم فکر می کنند که افغانی هایی که حاضرند با دریافت حقوق کمتر کار کنند، فرصت های شغلی را از مردم بومی می گیرند. این روحیات تا حدی گسترش یافت که نمایندگان مجلس ایران در ماه می سال جاری طی درخواست ویژه ای از وزارت کشور خواستند اوضاع را مورد مطالعه قرار دهد. دولت ایران در گرماگرم تحریم ها مجبور شد هزینه های دولتی حمایت از آوارگان افغانی را کاهش دهد. کودکان مهاجران غیررسمی از تحصیل رایگان و خدمات پزشکی رایگان محروم شدند. در ماه می سال جاری علی خامنه ای رهبر معظم ایران لغو این شیوه عمل را درخواست کرد. سطح تحصیل در خانواده های آوارگان از شاخص های مربوطه افغانستان بالاتر است و نرخ مرگ و میر کودکان افغانی ده برابر کمتر شده است که این نشانه بارز موفقیت های مقامات ایران در رفتار با جمعیت بزرگ و مشکل ساز مهاجر افغانی است. تهران اعلام کرد که اکثر افغانی ها باید به میهن خود باز گردند. ولی مقامات ایران با عنایت به اینکه کابل نمی تواند برای مهاجران سابق فرصت های شغلی، دسترسی به آموزش و خدمات پزشکی و امنیت را تضمین کند، از سرعت بخشیدن روند اخراج مهاجران نامشروع خودداری کرده و در زمینه حمایت از افغانستان و مردم آن تعهدات جدید انسانی و بودجه ای را تقبل می نماید.

******

میانجی گری در مذاکرات مقامات رسمی کابل با جنبش طالبان یکی از ابتکارات پر سر و صدای اخیر ایران در زمینه حل و فصل اوضاع داخلی افغانستان شده است. برگزاری ملاقات های غیر علنی نمایندگان جمهوری اسلامی با طالبان که از سال گذشته ادامه دارد، بدان معنی نیست که تهران طالبان را متحد خود تلقی کرده باشد. بهتر است گفته شود که به طالبان با چشم شریک روند مذاکرات می نگرند زیرا اولاً مسأله افغانی نمی تواند بدون گفتگوی فعال با طالبان حل شود. ثانیاً، طالبان به عنوان حد اقل شریک موقت از سلول های داعش که به طور گسترده در افغانستان ظاهر می شوند، بهتر است. تهران اعتقاد دارد که بی ثباتی افغانستان و سراسر منطقه می تواند هر آن بر اثر ظهور جهادیون شدت یابد. به همین علت تهران امیدوار است که علاوه بر تلاش های یکجانبه ایرانی در جهت حل و فصل «مسأله افغانی»، ابتکارات صلح کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای هم مطرح شوند زیرا این امر جوابگوی منافع همه کشورهای منطقه است.

«ایران رو»

جستجو

اشتراک

نوشتن به سردبیر

info@iran.ru
Page load: 0.12072 sec