مذاکرات درباره برنامه هسته ای ایران: دسایس دوره نهایی

ایگور پانکراتنکو,
اختصاصی برای «ایران رو»

20.06.15

ده روز و اندی تا 30 ژوئن، نقطه پایانی اعلام شده در مذاکرات درباره برنامه هسته ای ایران باقی مانده است. در این شرایط خوشبینی بیانات رسمی کاهش یافته و رسانه‌های گروهی که به مزه مزه کردن کوچک ترین جزئیات روند مذاکرات علاقه زیادی دارند، ناگهان دچار فروتنی اطلاعاتی شده و به انتشار گزارش های خشک درباره رایزنی های پی در پی بسنده می کنند. کاملاً روشن است که روند تدارک توافقنامه نهایی به شدت کند شده است. فقط باید بفهمیم این وضع تقصیر کیست؟

وقتی نگارنده این سطور در ماه آوریل سال جاری گفته بود که «موفقیت لوزان» غلو شده و اینکه هیچ پیشرفت واقعی در لوزان حاصل نشده است، شماری از کارشناسان و حتی دیپلمات ها مرا به بدبینی بیش از حد، بدخواهی و عدم درک عمق تحولات متهم کردند. ولی وقتی از آنها درخواست کردم که سندی التفات کنند تا با متن «موافقتنامه سیاسی» که گویا در آن زمان امضا شد و برای همه عزیز دردانه شده بود، آشنا شوم، درباره چرک نویس ها و یک نوع «متن میانی» که باید تصحیح شود، توضیحات نامفهومی دادند.

 ولی مسأله اصولی بود زیرا اگر توافقات اساسی روی کاغذ قید شده بود، کافی بود در زمان باقی مانده فقط چند ضمیمه فنی تهیه شود. ولی اگر هیچ گونه «توافقنامه سیاسی» در کار نیست، مسأله رنگ دیگری به خود می گیرد. در این صورت، همه جریانات فعلی چیزی جز نمایشنامه ارزان برای تماشاگران بی سلیقه نیست. در این نمایشنامه هنرپیشه ها با بی میلی و از روی دل سیری بازی می کنند و جملات بی معنی بر زبان می آورند. در عین حال واشنگتن، لندن و پاریس مایل نیستند هیچ توافقنامه ای امضا کنند؛ برلین از روی ملاحظات اعتباری در این روند شرکت می کند؛ مسکو نمی تواند یا نمی خواهد در این جریانات نفوذ جدی بکند و پکن اصولاً به این تحولات بی تفاوت است زیرا تحریم ها مانع از افزایش تبادلات بازرگانی آن با ایران نمی شود.

 این پیشبینی ها تحقق یافته است. جدیداً، کمی بیش از ده روز تا پایان مذاکرات، از منابع کاملاً قابل اعتماد اطلاعاتی دریافت شد که متن توافقنامه اساسی به لحاف وصله زده ای از چند پاراگراف شباهت دارد که بین آنها جای خالی زیادی باقی مانده است زیرا حدود ده (!) اصل کلیدی از چهارده اصل جمعی به طور نهایی هماهنگ نشده است. از پنج ضمیمه این موافقتنامه، تکلیف یکی از آنها (که لازم است یا خیر) روشن نشده است و چهار ضمیمه باقی مانده به صورت چرک نویس هایی با انبوه حاشیه ها، اصلاحات و متممات وجود دارند.

خود جان کری این واقعیت را به طور مستقیم به اثبات رساند. وی روز 17 ماه ژوئن اظهار داشت که «ایالات متحده و اعضای دیگر گروه 1+5 نمی خواهند با شتاب این توافقنامه را منعقد کنند تا فقط یک سندی امضا کرده باشند». دیپلمات ارشد آمریکایی با لحن کوبنده ای گفت: «ما قصد نداریم موافقتنامه ای را امضا کنیم که به عقیده ما، مسایل پیش روی ما را حل نمی کند».

کشش آمریکا به شفافیت به ضرر حق حاکمیت ایران

بر هر انسان هوشیار روشن است که مذاکرات درباره هیچ مسأله ای نمی تواند ده سال طول بکشد. وقتی اینطور می شود، معلوم است که اینجا یک چیزی می لنگد و حد اقل یکی از طرفین دست به مکر و حیله زده و هیچ آرزویی ندارد به نتیجه قابل قبول طرفین برسد و به همین علت خواست های جدیدی را  یکی بعد از دیگری مطرح می کند که طرف دیگر نمی تواند بدون ضرر برای حق حاکمیت خود قبول کند.

در این مورد مشخص، در مذاکرات ایران با گروه 1+5 بین المللی تأکید طرف آمریکایی بر «شفافیت»، نقش چنین درخواستی را ایفا کرده  است. این درخواست به صورت مضحک مطرح شد و شبیه به درخواست زن از شوهرش که از استراحت گاهی که آنجا بوده، گواهی نامه رعایت پاکدامنی خود را با امضای همه زنانی که در آن استراحت گاه حضور داشتند، بیاورد. تا کنون حتی متخصصین فیزیک هسته ای که اعتبار جهانی دارند، بعد از تجزیه و تحلیل موشکافانه همه داده هایی که دارند. اعلام نموده اند که در حال حاضر برنامه هسته ای ایران جنبه نظامی ندارد. در سال های 2011-2009 سرویس های اطلاعاتی اساسی جهان یعنی سیا، موساد، سازمان اطلاعات خارجی روسیه، سرویس اطلاعاتی آلمان و مدیریت کل امنیت خارجی فرانسه هم به این نتیجه رسیده بودند که ایران برای تولید سلاح های اتمی تلاش به عمل نمی آورد. ولی مگر ائتلاف ضد ایرانی به این دلایل مستند احتیاج دارد؟

ابتدا آژانس بین المللی انرژی اتمی که از همه غیر از آمریکا مستقل است، دستخوش کشش کنترل نشده به شفافیت شد. ابتدا در درون این سازمان طفیلی بوروکراتیک که عمدتاً با پول آمریکا امرار معاش می کند، ابتکار برپایی بازپرسی متقابل همه افراد کمابیش مهمی که در برنامه هسته ای ایران دست دارند، به وجود آمد. البته افراد آژانس نزاکت زیادی از خود نشان داده و خواستند این بازپرسی را بدون دستگاه پلیگراف و فقط جلوی دوربین برگزار کنند.

 تهران از این ابتکار یکه خورد ولی معلوم شد که این تازه اول کار است زیرا به دنبال آن درخواست راه دادن «کارشناسان بین المللی» نه تنها به تأسیسات اتمی - که ایران از این کار ممانعت نمی کرد – بلکه به «پایگاه های نظامی و مؤسسات غیرنظامی که در حق آنها سوء ظن می رود که به نحوی می توانند با برنامه هسته ای ایران ارتباط داشته باشند»، مطرح شد. قرار بود این پایگاه ها و مؤسسات مشمول پروتکل الحاقی پادمان های آژانس شوند تا بازرسان در شرایط معینی بتوانند دو ساعت قبل از بازدید خود اطلاع دهند و از این تأسیسات بازدید به عمل آورند.

افراد آژانس همزمان از تهران خواستند گزارش هایی درباره حالت نظامی احتمالی برنامه هسته ای آن به خصوص قبل از سال 2003 را ارائه دهد.

فرانسه بلافاصله از این خواست های آژانس به عنوان شرط امضای توافقنامه نهایی پشتیبانی کرد. واشنگتن که بهانه ممتازی برای طول دادن مجدد مذاکرات به دست آورد، گامی برداشت که به نظر آمریکایی ها بسیار «ظریف» است. آنها گفتند که بازپرسی متخصصین اتمی ایرانی زیاده روی است ولی دسترسی بازرسان به «تأسیسات مورد سوء ظن واقع شده»، امر ضروری است که در غیر این صورت هیچ توافقنامه ای امضا نخواهد شد. جف راتکه که در مقام سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا جای جنیفر پساکی، شخصیت مورد علاقه تماشاگران را گرفت، جدیداً اعلام کرد که روند رفع تحریم ها نمی تواند بدون بازرسی ها شروع شود.

 تحریم ها و سگ مطیع آمریکا

رفع تحریم های بین المللی و تضعیف تحریم های یکجانبه، هدف کلیدی مقامات ایران است که تهران به همین منظور به شرکت خود در مجموعه طولانی تلویزیونی تحت عنوان مذاکرات درباره برنامه هسته ای ادامه می دهد. ولی از اطلاعات به دست آمده می توان نتیجه گرفت که این محور اصولی مذاکرات به بن بست نزدیک شده است.

 اولاً، واشنگتن، پاریس و لندن قطعاً حاضر نیستند در چارچوب این توافقنامه مسأله تحریم های یکجانبه خود را بررسی کنند. آنها تأکید می کنند که این موضوع بحث و گفتگوی جداگانه ایالات متحده و اتحادیه اروپا با تهران است.

ثانیاً، در حال حاضر واشنگتن، پاریس و لندن پافشاری می کنند که تحریم های سازمان ملل به تدریج از ایران رفع شود. به گفته کارشناسان کاخ سفید، «این توافقنامه اصولاً باید به اصطلاح  راه های اورانیومی و غیر علنی ایران به سوی سلاح های هسته ای را مسدود کند. بعد از آن باید به اجرای برنامه نظارتی بی سابقه چند سطحی پرداخت که بتواند همه تخلفات ایران از توافقات طی بیش از ده سال آینده را شناسایی کرده و جلوی آن را بگیرد». آنها می خواهند روند رفع تحریم ها را برای همین مدت ده سال تمدید کنند.

البته یک گزینه احتیاطی هم آماده شده است. اگر بالاخره توافق درباره رفع تحریم های سازمان ملل بعد از امضای توافقنامه حاصل شود – بالاخره همه می فهمند که ممکن است کاسه صبر ایران لبریز شود زیرا از نظر ایران ادامه گفتگو بدون حل این مسأله معنی ندارد – باراک اوباما اصل ابتکاری Snap-back را پیشنهاد کرد که به موجب آن اگر سوء ظن ایجاد شود که  تهران از شرایط موافقتنامه تخلف می کند، تحریم های سازمان ملل بدون تصمیم جدید شورای امنیت از سر گرفته خواهد شد.

معنای واقعی این نوآوری سیاسی رئیس جمهور آمریکا روشن است که واشنگتن آن را پنهان نمی کند. سامانتا پاور سفیر ایالات متحده در سازمان ملل، در کنگره آمریکا اظهار داشت که «ما از این طریق امکان احیای تمام معماری تحریم های ضد ایرانی را صرف نظر از مواضع روسیه و چین در این زمینه برای خود محفوظ می کنیم». به عبارت دیگر، مسکو و پکن نمی توانند از حق وتو استفاده کنند.

فرانسه از این اندیشه پشتیبانی گرمی کرد که این امر باعث تعجب نمی شود زیرا پاریس به بازیگر اساسی یک بازی دیگر در مرحله به ظاهر پایانی مذاکرات تبدیل می شود. دولت فعلی کاخ سفید و به خصوص جفت اوباما – کری در مذاکرات  با ایران سرمایه گذاری سیاسی زیادی کرده اند. بازی سالم سازی روابط با تهران که اهداف بسیار محدودی دنبال می کرد، پیشرفت بیش از حد زیادی کرده است تا آنها بتوانند در مرحله جاری از این بازی خارج شوند و در برابر محافل حاکم بر آمریکا و افکار عمومی جهانی آبروی خود را حفظ کنند. در این شرایط «پلیس بدعنق» لازم است تا اصول شناسی و سخت گیری از خود نشان داده و اجازه ندهد که توافقنامه به شکل نامناسب برای ائتلاف ضد ایرانی یعنی با لغو تحریم ها و همه محدودیت ها و نیز عواقب ناگواری چون خدشه دار شدن امنیت اسراییل و عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای، نهایی و امضا شود. به نظر می آید که فرانسوا اولاند که به گفته هموطنانش، مطیع ترین سگ آمریکاست، حاضر است این نقش را بر عهده خود بگیرد.

جهانیان با عنایت به این بازی ها، کمتر از گذشته باور می کنند که روز 30 ژوئن چیزی به امضا برسد. خود دیپلمات ها هم می گویند که این تاریخ الزامی نیست و اینکه می توان کار را تا 9 جولای یا در ماه آگست به پایان برد. هر تاریخی قابل قبول است و هیچ مشکلی ندارد.

******

واقعیت همین است. علی خامنه ای مقام معظم رهبری طی ملاحظه بسیار دقیقی اظهار داشت: «اگر توافقنامه در مواعد ذکر شده به امضا نرسد، آسمان به زمین نمی آید. برای ایران چیزی جداً تغییر نمی کند». برای مابقی جهان هم چیزی تغییر نخواهد کرد. تحریم ها مانع از کار آنهایی که قصد دارند روابط خود را با تهران توسعه دهند، نمی شود. ولی آنهایی که از توسعه روابط اجتناب می کنند، حتی در صورت لغو کامل تحریم ها بهانه ای پیدا خواهند کرد. مسأله فقط این است که نباید در این زمینه از آمریکا و متحدانش الگو گرفت. واشنگتن و متحدانش همیشه با موفقیت تمام خود را از تار عنکبوت دسایس خود رها می کنند ولی دیگران در می مانند.

«ایران رو»

جستجو

اشتراک

نوشتن به سردبیر

info@iran.ru
Page load: 0.02695 sec