شماره 45 ماهنامه «ایران معاصر» از زیر چاپ در آمد

23.07.15

ماه ژوئن به لحاظ سیاسی به یکی از گرم ترین ماه ها برای سیاست خارجی ایران و مسأله کلیدی آن یعنی مذاکرات درباره برنامه هسته ای که دور نهایی آن اواخر ماه در وین افتتاح شد، تبدیل گردیده است.

یادآوری می شود که قرار بود موافقتنامه نهایی بین ایران و شش کشور میانجی بین المللی تا 30 ماه ژوئن به امضا برسد. ولی خوشبینی بیانات رسمی کاهش یافته و رسانه‌های گروهی که به مزه مزه کردن کوچک ترین جزئیات روند مذاکرات علاقه زیادی دارند، ناگهان دچار فروتنی اطلاعاتی شده و به انتشار گزارش های خشک درباره رایزنی های پی در پی بسنده می کنند. کاملاً روشن است که روند تدارک توافقنامه نهایی به شدت کند شده است. فقط باید بفهمیم این وضع تقصیر کیست؟ در مطلبی تحت عنوان «مذاکرات درباره برنامه هسته ای ایران: دسایس دوره نهایی» تلاش به عمل آمد به این سئوال پاسخ داده شود. در این مقاله آمده است: «جهانیان با عنایت به این بازی ها، کمتر از گذشته باور می کنند که روز 30 ژوئن چیزی به امضا برسد. خود دیپلمات ها هم می گویند که این تاریخ حتمی و الزامی نیست... علی خامنه ای مقام معظم رهبری طی ملاحظه بسیار دقیقی اظهار داشت: «اگر توافقنامه در مواعد ذکر شده به امضا نرسد، آسمان به زمین نمی آید. برای ایران چیزی جداً تغییر نمی کند». برای مابقی جهان هم چیزی تغییر نخواهد کرد. تحریم ها مانع از کار آنهایی که قصد دارند روابط خود را با تهران توسعه دهند، نمی شود. ولی آنهایی که از توسعه روابط اجتناب می کنند، حتی در صورت لغو کامل تحریم ها بهانه ای پیدا خواهند کرد».

فهرست رویدادهای مهم از نظر سیاست خارجی ایران در ماه ژوئن به مذاکرات وین ختم نشده است. ناظران زیادی اجلاس شورای وزیران امور خارجه سازمان همکاری شانگهای که در روزهای 4-3 ژوئن در مسکو تشکیل شد و نیز کنفرانس «امنیت و ثبات در منطقه» که در همان روزها برگزار گردید، را بر حق پیش در آمدی بر اجلاس ماه جولای سران سازمان در اوفا خواندند. در تفسیر هیأت تحریریه تحت عنوان «ایران از نتایج اجلاس سازمان همکاری شانگهای در مسکو نومید شده است» آمده است: «پیام تهنیت بسیار خشک و رسمی که حسن روحانی برای ولادیمیر پوتین به مناسبت روز روسیه ارسال کرد، نشانه غیر مستقیم آن به حساب می آید که نتایج این «پیش در آمد» و اسنادی که برای سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای جهت امضا آماده شد، باعث نومیدی پنهان نشدنی تهران گردید».

هیأت تحریریه «ایران معاصر» با عنایت به اهمیت اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در اوفا که بلافاصله بعد از همایش سران کشورهای عضو بریکس تشکیل می شود، به این موضوع چند مطلب اختصاص داده است.

جلسه شورای وزیران امور خارجه سازمان همکاری شانگهای و کنفرانس «امنیت و ثبات در منطقه» که در روزهای 4-3 ژوئن برگزار شد، مرحله پایانی تدارکات دامنه دار جهت برگزاری اجلاس ماه جولای سران کشورهای عضو سازمان در اوفا بوده است. « در جلسه سه جانبه سران نهادهای دیپلماتیک ایران، روسیه و چین در مسکو توافق درباره یک فرمول سازش آمیز حاصل شد که باید علاقه ایران به توسعه همکاری با سازمان همکاری شانگهای را زنده نگه دارد. برای ایران عضویت در سازمان بعد از انعقاد توافقات درباره برنامه هسته ای ایران تضمین شده است. وزیران روس و چینی به جواد ظریف همتای ایرانی خود اطمینان دادند که بعد از آنکه امضا ها پایه سند درباره پرونده هسته ای ایران گذاشته شود، مسکو و پکن تحریم های بین المللی را دلیلی برای هر گونه محدودیت ها در زمینه توسعه همکاری های اقتصادی و نظامی فنی با ایران محسوب نخواهند کرد». جزئیات در مقاله «در آستانه اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای: مسأله ایران و دغدغه های دیگر» تشریح شده است.

اجلاس قریب الوقوع سران سازمان همکاری شانگهای که قرار است در ماه جولای در شهر اوفا برگزار شود، باید به سرآغاز مرحله جدید همکاری ایران با کشورهای به اصطلاح «منطقه سازمان شانگهای» تبدیل گردد. امروزه این رویداد مورد انتظار، بسیار به موقع به نظر می آید. در مقاله تحت عنوان «ایران و آسیای مرکزی» آمده است: «تهران همانند هر بازیگر تخته شطرنج ژئوپلتیکی، در آسیای میانه منافع حسابگرانه ویژه ای دارد که گاهی با منافع مسکو و پکن سازگاری کامل ندارد. ولی این ناسازگاری ها و ناهمواری ها اغلب نتیجه نه اختلاف نظرها بلکه عدم هماهنگی معمولی است. فعال شدن ایران در سازمان همکاری شانگهای می تواند این عدم همخوانی را برطرف کند زیرا تهران، مسکو و پکن برای آینده نزدیک یک هدف اساسی دنبال می کنند و آن تأمین ثبات، امنیت و توسعه پویای آسیای مرکزی به عنوان مهم ترین قسمت منطقه سازمان همکاری شانگهای است».

 در آستانه اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای نمی توان از نقشی گذشت که ایران در احیای ثبات در افغانستان ایفا می کند. این کشور سی و هفت سال است که از زمان وقوع انقلاب ثور (آوریل) سال 1978 برای تمام جامعه بین المللی در حکم «درد سر» باقی مانده است. در مقاله «ایران و مسأله افغانستان» آمده است: « بدون تردید، ایران همراه با ایالات متحده و اتحاد شوروی، یکی از سه کشور رهبر جهانی از نظر هزینه های عظیم بلاعوض اقتصادی و تلاش های سیاسی در جهت حل مسأله افغانی طی بیش از سی سال اخیر بوده است. ادعاهایی که این هزینه ها و تلاش ها بی شایبه نیست و بر یک نوع سود جویی استوار است، آزمایش آماری را بر نمی تابد. تهران اعتقاد دارد که بی ثباتی افغانستان و سراسر منطقه می تواند هر آن بر اثر ظهور جهادیون شدت یابد. به همین علت تهران امیدوار است که علاوه بر تلاش های یکجانبه ایرانی در جهت حل و فصل «مسأله افغانی»، ابتکارات صلح کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای هم مطرح شوند زیرا این امر جوابگوی منافع همه کشورهای منطقه است».

بعید نیست که نارضایتی عمومی طرف ایرانی از نتایج تمرین پایانی اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای یعنی جلسه شورای وزیران امور خارجه این سازمان که در روز 3 ژوئن در مسکو تشکیل شد، به شکل مشخص سازمانی در آید. شرکت حسن روحانی رئیس جمهور ایران در اجلاس 9-8 جولای در اوفا کماکان زیر سئوال است. سئوالی که در این رابطه مطرح شد، در مطلب «نقاط ضعف و قوت شرکت حسن روحانی در اجلاس سازمان همکاری شانگهای در اوفا» منعکس شده است.

در حال حاضر تنها برنامه هسته ای موضوع مناظره ها در تهران بین نخبگان سیاسی اعم از محافظه کاران، اصلاح طلبان و آنهایی که مواضع بینابینی اتخاذ می کنند، نیست. آنها درباره هر بند فهرست مسایل پیش روی کشور اعم از اقتصاد، امور اجتماعی، فرهنگ و سیاست خارجی با هم بحث می کنند که این بحث ها گاهی بسیار شدید می شود. طبیعی است که مسأله روابط با مسکو که برای تهران اهمیت راهبردی دارد، نیز در مرکز مناظره های سیاسی قرار دارد. جزئیات امر در تفسیر هیأت تحریریه تحت عنوان «مسکو به عنوان شریک همکاری. نگاهی از تهران» منعکس شده است.

هیأت تحریریه «ایران معاصر» کماکان به اوضاع خاور میانه توجه زیادی می کند. عبدربه منصور هادی رئیس جمهور یمن در تبعید، ناگهان از محل اقامت فعلی خود در ریاض، آمادگی خود را برای سازش با دشمنانش اعلام کرد. وی که به عربستان سعودی فرار کرد، به مذاکرات با قیام کنندگان تن داد در حالی که خودش روز 28 ماه می از برگزاری کنفرانس بین المللی ژنو درباره یمن امتناع کرده بود. نویسنده مطلب «عربستان شیعیان در می زند» معتقد است که «کار به تشکیل دولت بزرگ شیعیان عرب می کشد. جهان در آستانه تحولات عظیم قرار دارد و جامعه جهانی مجبور خواهد شد این واقعیت جدید را به رسمیت بشناسد. ایالات متحده و غرب نمی توانند از ادامه این روند ممانعت کرده و علیه آن به زور متوسل شوند. آنها نمی توانند مانند گذشته از حیاط خلوت وارد شده و همه مسایل خود را حل کنند. این دولت شیعه عربی در امتداد ساحل غربی خلیج فارس به وجود آمده و آن را همراه با ایران به دریای داخلی شیعیان تبدیل خواهد کرد. ساحل دریای عربستان و بخشی از دریای سرخ هم در دست آنها خواهد بود. هم پیمانی این دولت با ایران واقعیت جدید ژئوپلتیکی جهان را به وجود خواهد آورد که از نظر توانمندی مالی و اقتصادی خود به سطح قدرت جهانی نزدیک خواهد شد».

صرف نظر از عوض شدن اخیر ریاست عربستان سعودی که در مقام های عالی این کشور نمایندگان نسل جوان قرار گرفته اند و این پادشاهی اصولاً بایستی در مسیر اصلاحات و به روز آوری گام بر دارد، ریاض به سیاست مداخله بی پرده در امور داخلی کشورهای همسایه ادامه می دهد. عربستان سعودی به طور مصنوعی از گروه های مختلف مذهبی و قومی تشکیل شده و حکومت آل سعود بر حفظ موازنه پیچیده منافع قبایل اساسی استوار است. اگر این موازنه متزلزل شود، حکومت آل سعود پایان خواهد یافت. برای این کار هیچ گونه کودتا لازم نیست. قبایل عضو عربستان سعودی می توانند به سادگی از ترکیب آن خارج شده و استقلال دولتی خود را اعلام کنند. یک سناریوی احتمالی توسعه اوضاع این کشور در مقاله «پادشاهی سعودی چه زمانی از هم می پاشد؟» تشریح شده است.

ناظران زیادی بازدید محمد بن سلمان وزیر دفاع عربستان سعودی و نفر سوم در سلسله مراتب این پادشاهی، از مجمع اقتصادی سن پترزبورگ و دیدار وی با ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه را با شتاب نابجا مهم ترین رویداد خبری قلمداد کردند. بعد از اعلام اینکه الکساندر نواک وزیر انرژی روسیه و علی النعیمی وزیر نفت عربستان سعودی قراردادی درباره همکاری به امضا رساندند، کارشناسان و روزنامه نگاران احساساتی در مسکو به بحث درباره پیشرفت بزرگ در روابط روسی – سعودی پرداختند. آیا این ادعا صحت دارد؟ در مطلب تحت عنوان «پیشرفت بزرگ» در روابط روسی سعودی: بین افسانه سازی و فریب» سعی کردیم پاسخ این سئوال را بدهیم.

با وجود اینکه سازمان تروریستی افراطی سلفی به نام داعش در خاک عراق و سوریه و در نزدیکی بلافصل مرز های ایران فعالیت می کند، این سازمان در حال حاضر امنیت ایران را به طور مستقیم تهدید نمی کند. ولی نویسنده مقاله «داعش ایران را تهدید می کند» بر این اعتقاد است که «در حقیقت امر، رفتار داعش - فعلاً به طور غیر مستقیم – پایه های امنیت ایران را متزلزل می کند و در آینده می تواند برای ایران خطر مستقیم به وجود آورد». در این مطلب تأکید می شود: «در حال حاضر داعش به نفوذ و مواضع تهران در عراق که آنجا دولت شیعیان روی کار است، در سوریه که شیعیان علوی حکومت می کنند، در یمن که شیعیان حوثی برنده شده اند و در لبنان که شبه نظامیان داعش تا کنون در این کشور اولین حملات به دسته های سازمان شیعی حزب الله را به عمل آورده اند، لطمه می زند. اعضای داعش از دست زدن به ایران هراس دارند ولی اگر آنها برنامه های خود را در زمینه ایجاد خلافت سنی در عراق، سوریه، لبنان، فلسطین و به خصوص در عربستان اجرا کنند، ایران با دشمن بسیار نیرومندی از نظر نظامی و مالی و حریف دارای سرزمین و جمعیت عظیم روبرو خواهد شد. تازه این دشمن بر حمایت ترکیه متکی شده و به گفته برخی منابع، از ارادت پنهانی ایالات متحده برخوردار است. لذا به نفع جمهوری اسلامی ایران است که این دشمن را در خاک آن قلع و قمع کند و صبر نکند تا گسترش نفوذ آن به شرق شروع شود».

 ما در هیأت تحریریه مجله «ایران معاصر» مثل همیشه امیدواریم که شماره جدید چهل و پنجم آن پر تحرک، پر محتوا و جالب برای خوانندگان گرامی ما شده باشد. همیشه خواننده مجله ما باشید!

«ایران رو»

جستجو

اشتراک

نوشتن به سردبیر

info@iran.ru
Page load: 0.02872 sec