مسکو و تهران بعد از انعقاد «پیمان وین»: از هم جدا می شویم؟

ایگور پانکراتنکو,
اختصاصی برای «ایران رو»

23.07.15

 لحن مفسران روس در رابطه با نتایج انعقاد به اصطلاح «پیمان وین» یعنی موافقتنامه درباره برنامه هسته ای ایران، در اکثر موارد با بدبینی و نومیدی توأم است. آنها ادعا می کنند که «تهران غرب را انتخاب کرده است»، «همکاری با روسیه قطع می شود و نفت و گاز ایرانی بازار حامل های انرژی را به سقوط کشانده و به اقتصاد روسیه یک ضربه جدید وارد خواهد کرد». آیا این نگرانی ها پایه و اساس واقعی دارد؟ در این مورد تردیدی نیست. آیا این نگرانی ها از فردا به واقعیت ناگوار برای مسکو تبدیل خواهد شد؟ در اینجاست که باید به جنبه های ظریف مسأله پرداخت.

تفسیرهای متعدد کارشناسان درباره عواقب پیمان وین برای روسیه نه تنها با بدبینی بلکه با فقدان منطق داخلی توأم است. از یک سو، مفسران داخلی سعی می کنند امضای توافقات وین را به عنوان پیروزی دیپلماسی روسی معرفی کنند که اصول و راه کارهای پرونده هسته ای ایران را به گونه ای فرمول بندی کرد که موجبات موفقیت روند مذاکرات را فراهم نمود. از سوی دیگر، این اندیشه محتوای همه این مطالب را تشکیل می دهد که تهران است که مبتکر قطع همکاری با مسکو خواهد شد. از اینجا می توان نتیجه گرفت که به اصطلاح کامیابی سیاست خارجی روسیه بدان است که با دست خود برای منافع ملی کشور خود گور کنده است.

 در حقیقت امر، کنه مسأله به مراتب عمیق تر بوده و بدان معناست که مسکو در طول سالهای اخیر مسایل برنامه هسته ای ایران به طور خاص و روابط با تهران به طور عام را صرفاً از زاویه روابط خود با ایالات متحده و اتحادیه اروپا در نظر می گرفت. مسکو هیچ «طرح ایرانی» مستقلی نداشت. موضوع گسترش مشارکت با تهران هر موقعی به طور اتوماتیک مطرح می شد که در روابط با واشنگتن و بروکسل مشکلات بروز می کرد.

بسیاری از فعالان دهلیز های قدرت مسکو تلاش های خود را در جهت نشستن بر دو صندلی در زمینه مسأله ایران، سیاست حیله گرانه ای می دانستند که ناگزیر به ثمر خواهد نشست. آنها خیال می کردند که روسیه در هر حال و صرف نظر از همه تحولات در مناسبات تهران با آمریکا و متحدانش می تواند با مطرح کردن نقش خود به عنوان میانجی، برنده شود. ایران با تعجب و با بی اعتمادی فزاینده ای نسبت به مسکو که  شریک آن محسوب می شد،  به این بازی ها می نگریست. ولی آمریکا به ریش سیاستمداران روس که از فرط لذت از حلیه گری خود در پوست خود نمی گنجیدند، می خندید و گاهی حتی شریک بازی آنها می شد و در صورت لزوم آنها را تشویق می کرد. ولی کلمات تشویقی کوچک ترین معنایی نداشت که واشنگتن بلافاصله بعد از پیمان وین این واقعیت را به نمایش گذاشت. باراک اوباما در مصاحبه با روزنامه The New York Times اظهار داشت: «روسیه به ما کمک کرد. باید رک و راست بگویم که با توجه به اختلاف نظرهای شدید فعلی ما بر سر  اوکراین، اعتقاد نداشتم که روسیه کمک کند. ولی پوتین و دولت روسیه این مسایل را جدا از هم بررسی کردند و به گونه ای این کار را کردند که من تعجب کردم. اگر آمادگی روسیه برای باقی ماندن در یک طرف با ما و اعضای دیگر گروه 1+5 و حمایت از این معامله مهم نبود، ما نمی توانستیم به این توافقات برسیم».

مسکو بعد از شنیدن این حرفها از زبان رئیس جمهور آمریکا آماده شد که کارمزد سیاسی را که شایسته خود می دانست، دریافت کند. به عبارت ساده تر، مسأله را اینطور مطرح کرد که حالا که مسأله برنامه هسته ای ایران حل شده است، بد نیست که آمریکا مانع از برنامه های توسعه سامانه سپر ضد موشکی در اروپا را اعلام کند. ولی به مسکو جواب شدید داده شد: معلوم شد که خطر ایرانی همچنان به قوت خود باقی است و لذا هیچ بحثی درباره متوقف کردن برنامه های توسعه سپر ضد موشکی در اروپا در کار نیست.

روزنامه Washington Times که به کاخ سفید نزدیک است، این امتناع آمریکایی را با تفسیر طعنه آمیزی همراه کرد و نوشت: «روسیه انتظار دارد که ایالات متحده به خاطر نهایی شدن معامله با ایران از تلاش های دفاعی خود در اروپا دست بکشد... اتحاد شوروی از زمان ریگان از استعداد آمریکایی نابود کردن کلاهک ها می ترسید. در شرایط جاری که روسیه در تلاش است امنیت آمریکایی را تضعیف کند، فقط یک ابله می تواند از سپر ضد موشکی امتناع کند». مگر کسی منتظر تصمیم دیگر طرف آمریکایی بود؟

آیا روسیه از ادامه گفتگو درباره ایران حذف شده است؟

امکانات مسکو از نظر ادامه ایفای نقش میانجی در زمینه برنامه هسته ای ایران یا به عبارت دقیق تر شرکت در اجرای کاربردی پیمان وین به شدت کاهش یافته است. موافقت عجیب و غریب و غیر قابل توضیح روسیه با مکانیزم ازسرگیری تحریم ها یکی از علل اساسی این امر است.

یادآوری می شود که اگر ایالات متحده و ترویکای اروپایی یعنی لندن، پاریس و برلین، اعلام کنند که ایران از شرایط موافقتنامه نهایی تخلف کرده است و این مسأله در چارچوب کمیسیون حل اختلافات حل نشود، تحریم ها ظرف سی روز آینده بدون رأی گیری ویژه در شورای امنیت سازمان ملل متحد از سر گرفته خواهد شد. به عبارت دیگر، روسیه که به این مکانیزم که چندی پیش به لحاظ حقوقی توسط سازمان ملل تأیید شد، تن داد، داوطلبانه از حق وتو در زمینه «مسأله ایران» دست کشیده است. تکرار می کنم که این گذشت بسیار جدی و عجیب است زیرا حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد یکی از مهم ترین مبانی آن است که مابقی جهان کشورمان را قدرت درجه اول  می دانند.

ادعا هایی که این گذشت به وسیله سازش درباره تحریم تسلیحاتی جبران می شود، انتقاد جدی را بر نمی تابد. بنا به شرایط موافقتنامه نهایی، صدور تسلیحات تهاجمی به ایران برای مدت پنج سال ممنوع اعلام شده است. در مورد سلاح های دفاعی در متن سند به طور مبهم اشاره شده است که این گونه صادرات اصولاً امکان پذیر است. همانطور که سرگئی لاوروف توضیح داد، «طرف ایرانی که در این زمینه حرف آخر با آن بود، به سازش تن داد. غرب از اول بر حفظ تحریم تسلیحاتی برای مدت 8 و حتی 10 سال تأکید می کرد ولی سر انجام بین ایرانیان و نمایندگان غرب سازشی حاصل شد که ما و چین طبیعتاً از آن پشتیبانی کردیم زیرا این امر باب طبع تهران است. طی مدت پنج سال صدور تسلیحات به ایران تنها در صورت طی کردن ترتیبات ارائه گزارش و راستی آزمایی از طریق شورای امنیت سازمان ملل متحد امکان پذیر است». با عنایت به همه شرایط، احتمال این کار ضعیف است.

مفسران روس و ایرانی با عنایت به این مراتب تأکید می کنند که مسکو بیش از این به عنوان میانجی در گفتگو با ایالات متحده و متحدانش برای تهران ارزشی ندارد. البته برخی اهرم های نفوذ در دست روسیه باقی مانده است. واشنگتن و ترویکای اروپایی صرف نظر از تلاش های گسترده خود در جهت محدود کردن شرکت روسیه در اجرای موافقتنامه نهایی به طور کامل به هدف خود نرسیده اند.

قبل از همه بنا به مفاد پیمان وین، بیش از نه تن اورانیوم ایرانی با غنای پایین باید به روسیه به مرکز بین المللی آنگارسک (منطقه ایرکوتسک) منتقل شود. مسکو در عوض به تهران مقادیر معین اورانیوم طبیعی را برای پژوهش و استفاده طبی صادر خواهد کرد. کارشناسان روس همچنین به بازسازی واحد فردو و راه اندازی تولید ایزوتوپ پزشکی در این مرکز خواهند پرداخت. با توجه به اینکه حل این مسأله یکی از مهم ترین شرایط پیمان وین است، انعقاد هرچه سریع تر قرارداد ایرانی – روسی درباره انجام این کار ها به استدلال مهمی به نفع آمادگی تهران برای اجرای شرایط موافقتنامه با همه عواقب سیاسی مربوطه تبدیل خواهد شد.

روند اجرای توافقات وین و رفع تحریم ها از ایران تا ده سال آینده ادامه خواهد یافت. روسیه به عنوان عضو برابر حقوق گروه 1+5 و عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد در طول این مدت می تواند در این روند نفوذ کند ولو اینکه امکانات آن کاهش یافته است. سئوال این است که آیا روسیه می خواهد از این امکانات برای ادامه توسعه مناسبات ایرانی – روسی استفاده کند یا اینکه دوباره سیاست شرکت خود در اجرای پیمان وین را با عنایت به موضع گیری واشنگتن و متحدانش دنبال خواهد کرد؟

پاسخ این سئوال با پاسخ سئوال دیگر ارتباط نزدیک دارد و آن این است که روابط ایرانی – روسی بعد از توافقات وین چه شکلی به خود خواهد گرفت و آیا اصولاً تنظیم خواهد شد یا خیر؟

شراکت ایرانی روسی: حدود مقدور

ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه طی بیانیه ای درباره نتیجه توافقات وین اظهار داشت که «به روابط دوجانبه ما با ایران که عوامل خارجی بیش از این بر توسعه آن اثر نمی گذارد، تحرک نیرومند جدیدی بخشیده خواهد شد». جهان و روسیه در سال های آینده می توانند صداقت این اظهارات را مورد آزمایش قرار دهند.

در تهران نیروهایی به اندازه کافی وجود دارند که مخالف فعال توسعه روابط دوجانبه هستند یا در باره مصلحت این روابط تردید دارند. پیمان وین به تعبیری این نیروها را تقویت می کند. اصلاح طلبان ایرانی که در گذشته فقط با بی میلی خط توسعه شراکت با مسکو را تحمل می کردند زیرا چاره دیگری نداشتند، اکنون با فشار فزاینده ای به مقامات حاکم و محافل اجتماعی تلقین خواهند کرد که همکاری با روسیه بی فایده است و اینکه باید در توسعه شراکت بازرگانی و اقتصادی با غرب تمرکز کرد.

آنها دو استدلال بسیار قوی دارند. اقتصاد ایران قبل از همه به سرمایه گذاری ها و فناوری ها نیاز دارد. روسیه در این زمینه حریف غرب نمی شود. حتی اگر برخی فناوری های روسی می توانند با فناوری های غربی رقابت کنند، سرمایه غربی از نظر امکانات خود مسکو را پاک مغلوب می کند. علاوه بر آن، شرکای بزرگ روسی می توانند فقط با موافقت و تأیید شرکا و سهام داران غربی به اجرای برنامه های خود در بازار ایران بپردازند، چنانچه این برنامه ها اصولاً وجود داشته باشند. متأسفانه، رئیس جمهور روسیه نمی تواند در این زمینه هیچ کاری بکند. کافی است قضیه بانک پس انداز به خاطر آورده شود که سهام کنترل کننده آن گویا در دست دولت است ولی رؤسای این بانک با قاطعیت تمام از کار در کریمه که مال روسیه شده است، خودداری کردند زیرا آنها نگران تحریم ها از سوی محافل مالی غرب هستند.

می توان این دو مانع بر سر راه توسعه روابط ایرانی – روسی یعنی عقب ماندگی نسبی فناوری ها و وابستگی مالی به غرب را به عنوان فاجعه بزرگ و سد صعب العبور تلقی کرد. ولی می توان به این مسأله از زاویه چالشی نگریست که پاسخ مناسب را ایجاب می کند.

اولاً، سرمایه مالی و صنعتی غرب مایل نیست بلافاصله فعالیت خود را در بازار ایرانی گسترش دهد و برای این کار آماده نیست. حتی زمانی که گسترش فعالیت آن در بازار ایران شروع شود، برای غربی ها ارضای تقاضای مصرفی جامعه ایرانی - و نه شرکت در طرح های مبتنی بر فناوری های بالا -  اولویت خواهد داشت. به عبارت دیگر، در بازار ایرانی برای روسیه جای نسبتاً وسیعی باقی خواهد ماند.

همکاری نظامی فنی را کنار می گذاریم زیرا روسیه در این زمینه خود را به بن بست انداخته و با دست خود همه مشکلات فعلی را آفریده است. موضوع نفت و گاز را نیز از چارچوب بحث خود خارج بکنیم زیرا «ایران رو» به دفعات درباره بی اساس بودن شایعات در مورد «آخر زمان در بازار حامل های انرژی» نوشته است.

زمینه های دیگر همکاری سودمند چه برای مسکو و چه برای تهران وجود دارند، از جمله بخش انرژی اتمی با برنامه های کاملاً واقع بینانه ساخت واحدهای جدید نیروگاه اتمی بوشهر، همکاری در زمینه توسعه راه آهن ایران اعم از صدور قطار ها و واگن ها تا شرکت در برقی کردن و به روز آوری خطوط راه آهن. همچنین می توان به برنامه مشترک فضایی اعم از تهیه پرواز فضانورد تا طراحی مشترک ماهواره های «سنگین» بسیار ضروری و پرتاب آنها به مدار فضایی زمین اشاره کرد. این لیست زمینه های همکاری می تواند همچنین شامل طرح ها در بخش کشاورزی و فعالیت بنادر در دریای خزر شود ولی آنچه که در فوق برشمرده شده است، نشان می دهد که شراکت بازرگانی و اقتصادی ایرانی – روسی در سطح دولتی چشم انداز دارد که این چشم انداز وسیعی است.

ثانیاً، باید به جلب ایران به مهمترین طرح سازمان همکاری شانگهای یعنی فضای اقتصادی راه جدید ابریشم مبادرت ورزید که این طرح از همه مبرم تر است ولی به دلیلی کمتر ذکر می شود. این کار مشترک مسکو و پکن می تواند برای تهران دسترسی به منابع مالی نهادهای بانکی را که سازمان همکاری شانگهای در صدد ایجاد آنها بر آمده است، فراهم کند. ایران به این منابع مالی احتیاج زیادی دارد.

******

روابط بین روسیه و ایران بعد از امضای پیمان وین به سطح جدید پیچیده تری ارتقا می یابد. زمان نشستن حیله گرانه روی دو صندلی در انتظار کارمزد بابت میانجی گری خاتمه یافته است. در حقیقت امر، مدت ده ساله رفع تحریم ها از ایران زمانی است که واشنگتن و متحدانش قصد دارند تا پایان آن  تهران را به طرف خود بکشانند و مقامات فعلی ایران را با افراد خود عوض کنند. اگر لازم باشد، می توانند حتی «انحطاط رژیم» تا نقطه بحرانی را تحریک کنند. شاید حتی کودتایی در محافل حاکم بر کشور به صورت «انقلاب سبز» راه اندازی کنند. واقعیتی که بعد از وین ایجاد می شود، پیش روی مسکو چالشی به وجود می آورد که از مسئولین روسیه پاسخ مناسب و سریع را ایجاب می کند. اصل کار این است که اراده سیاسی لازم است تا کرملین صادقانه پاسخ دهد که آیا حاضر است در زمینه ایران سیاست مستقلی دنبال کند یا خیر.

«ایران رو»

جستجو

اشتراک

نوشتن به سردبیر

info@iran.ru
Page load: 0.12332 sec