شماره 46 ماهنامه «ایران معاصر» از زیر چاپ در آمد

11.08.15

شماره جدید چهل و ششم ماهنامه «ایران معاصر» بزبان روسی و بزبان فارسی را می توان علامت دار دانست. اکثر مطالب این شماره به مهمترین رویداد سیاسی فصل جاری یعنی امضای موافقتنامه نهایی درباره برنامه هسته ای ایران در وین اختصاص یافته است.

هیأت تحریریه مجله در حد توان خود تلاش نموده است خوانندگان خود را در جریان تحولات در پایتخت اتریش گذاشته و مرتباً مطالبی درباره جریان مذاکرات منتشر کند. با گذشت زمانی معلوم شد که برخی مطالب منتشر شده در آن برهه زمانی اکنون تنها از نظر تاریخی جالب هستند. ولی نتیجه گیری های معینی  بعد از انعقاد به اصطلاح «پیمان وین» هم اهمیت مبرم خود را از دست نداده اند.

 تحولات وین در میدان اطلاعاتی، نتایج اجلاس سران بریکس و سازمان همکاری شانگهای در اوفا و نیز مجمع اقتصادی سن پترزبورگ را کمرنگ کرده است. ولی طبیعی است که هیأت تحریریه مجله از کنار این رویدادها نگذشته و به هر یک از آنها مقاله جداگانه ای اختصاص داده است.

«حضور هیأت نمایندگی بزرگ و معتبر عربستان سعودی تحت ریاست شاهزاده محمد، معاون ولی عهد، وزیر دفاع و پسر پادشاه سلمان در مجمع اقتصادی سن پترزبورگ، جو استقبال ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه از این هیأت و یادداشت های تفاهم و توافقنامه های ده ها میلیارد دلاری که در پی مذاکرات به امضا رسید، باعث پخش شایعات و شنیده های فراوانی درباره ماوقع شده است. از قرار معلوم، ریاض هرگز به مسکو علاقه چندانی نداشته است». نویسنده مطلب «تله های سعودی برای روسیه؟» همچنین تأکید می کند: «سفر محمد بن سلمان به مسکو و وعده های سخاوتمندانه وی، یک عملیات برنامه ریزی شده و هماهنگ شده با واشنگتن در جهت ادامه فشردن گلوی روسیه است. حتی اگر به سعودی ها اجازه دهند پولی در روسیه سرمایه گذاری کنند، چیزی از دست نمی دهند».

در تفسیر هیأت تحریریه «ایران رو» تحت عنوان «مذاکرات وین: پنج روز تا پایان؟» خاطرنشان می شود که « در حقیقت امر، بیش از این اهمیت اصولی ندارد که موافقتنامه ای به تاریخ 7 جولای، 9 جولای یا دیرتر امضا خواهد شد یا خیر... نه توافقات حاصله بلکه اینکه واشنگتن و متحدانش چگونه می خواهند این توافقات را اجرا کنند، مهم است. در حقیقت امر، اکثر جمهوری خواهان و بخشی از دمکرات های کنگره، صنایع نظامی آمریکا، اسراییل، عربستان سعودی، قطر و اقمار آنها نمی خواهند که ایران از تحریم ها رها شود».

سازمان همکاری شانگهای با سرعت فزاینده ای توسعه می یابد، از بار اضافی و شعارهای بی اساس رها می شود و به ساختاری با پویایی بیشتر تبدیل می گردد. با این حال، در تصمیمات آن هنوز محتوای مشخص کافی به وجود نیامده و مکانیزم های واکنش سریع و مؤثر به چالش ها و خطرات معاصر طراحی نشده اند. افزون بر آن، نتایج اجلاسی که جدیداً خاتمه یافت، باعث تفکر و تأمل جدی درباره خطر تبدیل شدن این سازمان به «باشگاه جدید علاقه مندانی» می شود که نمی توانند و نمی خواهند سیاست مستقل مؤثر خود را در منطقه دنبال کنند. در زمینه عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای نیز در اجلاس اوفا هیچ پیشرفتی حاصل نشده است. علل این وضع در تفسیر هیأت تحریریه تحت عنوان «ایران و سازمان همکاری شانگهای: نتایج اجلاس سران در اوفا بدون خیال پردازی های بی اساس» بررسی شده و نتیجه زیر گرفته می شود: «سازمان شانگهای به مرحله عطف در توسعه خود رسیده است ولی گزینه های تکلیف بعدی آن چندان متنوع نیست: دولت های عضو می توانند به اجرای نظریه جدید فضای اقتصادی راه جدید ابریشم (بخش خشکی آن) بپردازند یا اینکه سازمان به سرعت سرنوشت گروه 7 بزرگ را تکرار کرده و به مجلس سطح عالی و محل مذاکرات تبدیل شود که عضویت در آن از نظر اعتبار و وجهه خوب است ولی هدف آن حل و فصل مسایل مشخص بر اساس منافع همه کشورهای عضو نیست».

«نتایج مذاکرات وین: خانه ای که روی شن ساخته شده است». این عنوان مقاله هیأت تحریریه «ایران رو» می باشد. جهانیان بعد از دریافت خبرها از وین دچار شور و شعف شده اند. موافقتنامه نهایی درباره برنامه هسته ای ایران که دیروز به امضا رسید، سند تاریخی قلمداد شده است. سیاستمداران می گویند که پیچیده ترین مسأله سیاست جهانی که مذاکرات درباره آن حدود سیزده سال تمام طول کشید، با موفقیت حل شده و از دستور روز حذف شده است. ولی آیا چشم انداز توافقات حاصله بین ایران و گروه 1+5 بین المللی تا این حد صاف و بی ابر است؟

واقعاً سئوال های فراوانی از سند وین وجود دارد. قبل از همه باید گفت که تحریم ها بر خلاف تأکید تهران طی چند سال اخیر، همزمان رفع نمی شود. بدون اغراق می توان گفت که برخی مفاد موافقتنامه و به خصوص قسمت مربوط به کنترل اجرای آن و بازگشت پذیری تحریم ها، این سند را در برابر اقدامات دشمنان ایران بسیار آسیب پذیر می سازد. روند رفع محدودیت ها بسیار طولانی و آسیب پذیر در برابر تأثیر خارجی و نیز بازگشت پذیر است. در حال حاضر فقط «نیات صلح جویانه» واشنگتن، لندن و پاریس ضمانت اجرای آن را می دهد. در واقع، ساختمان این موافقتنامه روی شن احداث شده است.

صرف نظر از آنچه که به ما تلقین می کنند، با امضای موافقتنامه وین در «پرونده هسته ای ایران» نقطه پایانی گذاشته نشده است زیرا خود این پرونده تنها بر مسأله مهم تر یعنی تحریم های اقتصادی و سیاسی به عنوان ابزار ائتلاف ضد ایرانی برای «تصحیح» خط سیاست خارجی تهران که باب طبع آنها نیست، سرپوش نهاده است. امتناع از این چماق کارآمد، خط قرمز واقعی برای واشنگتن، پاریس، لندن و متحدان آنها در خاور نزدیک و میانه است. پیمان وین در نهایت امر هیچ ضمانتی را که آنها از این ابزار دست بکشند، فراهم نمی کند. بنا بر این، شور و شعف درباره «موافقتنامه تاریخی» فعلاً زودرس است.

بعد از امضای به اصطلاح «پیمان وین» شایعاتی که از نظر خیال انگیز بودن دست همدیگر را از پشت می بندند، در میان بخشی از تجاری ایرانی و در محافل شبه کاری جهانی پخش می شوند. عده ای منتظر سرمایه باران اقتصاد کشور و صف طولانی تجار خارجی که منتظر توزیع قسمت های بازار باشند، هستند. دیگران درباره سقوط قیمت های نفت و گاز صحبت می کنند. به عقیده مفسران، همه این رویدادهای مثبت و منفی باید در یکی از همین روزها اتفاق بیفتد. این موضوع به قدری مبرم شده است که در سلسله مطالب «ایران رو» درباره توافقات وین، یک مقاله جداگانه تحت عنوان «نفت و گاز ایرانی بعد از توافقات وین» به چشم انداز بازارهای نفتی و گازی اختصاص یافته است.

در این مطلب تأکید می شود: «در واقع، نفت ایران تا پایان سال 2016 در قیمت گذاری بازار نفت نفوذ چندانی نخواهد کرد... بازار جهانی قادر است بدون هیچ تکان خاصی حجم واقعی نفت ایرانی – و نه بیانیه های غرض جویانه سیاسی وزارتخانه زنگنه – را به آسانی هضم کند». همین وضع در بازار گاز مشاهده می شود: « حتی اگر پیمان وین در زمینه رفع تحریم ها در مسیر مثبتی حرکت کند و هیچ مشکلی بروز نکند، و حتی اگر سرمایه گذاران خارجی جرأت کنند در آینده نزدیک در بخش گاز میلیاردها دلار سرمایه گذاری کنند، ایران می تواند تا سال 2020 صادرات خود را به ترکیه و اروپا حد اکثر به میزان 10 الی 20 میلیارد متر مکعب گاز افزایش دهد». باید عوامل سیاسی را به این واقعیت اقتصادی اضافه کرد زیرا سیاست همه جا حضور دارد. درست است که ایالات متحده از تمایل اروپا به کاهش هر چه بیشتری وابستگی به گاز روسی با استفاده از گاز ایران استقبال می کند. ولی این بدان معنی نیست که واشنگتن به اروپایی ها اجازه دهد بی خیال خود را به آغوش صنعت گاز ایران بیاندازند. آمریکا کالای خود را هم برای فروش دارد.

«پیمان وین» برای جامعه ایرانی و نخبگان حاکم بر این کشور از یک موافقتنامه نهایی ساده درباره برنامه هسته ای اهمیت به مراتب بیشتری دارد. امضای این سند سرآغاز دور جدید مبارزه سیاسی بین نیروهای اجتماعی مختلف جمهوری اسلامی می باشد. این مبارزه بر سر انتخاب یکی از گزینه های توسعه بعدی کشور یعنی حفظ خط فعلی ضد غربی و پایبندی به اصول انقلاب اسلامی یا امتناع از رویارویی با ایالات متحده، اجرای اصلاحات گسترده داخلی و دنبال کردن سیاست حسابگرانه مملو از سازش ها در سیاست خارجی است که خود به خود ارزش ها و مبانی جمهوری اسلامی را به مخاطره می اندازد. این موضوع در مقاله هیأت تحریریه «ایران رو» تحت عنوان «تهران: معادلات داخلی پیرامون «پیمان وین» تشریح شده است.

در این مقاله آمده است: اصلاح طلبان ایرانی که از امید هایی که در جامعه بعد از امضای پیمان وین به وجود آمد، سوء استفاده می کنند و سعی می نمایند روحیه شور و شوق همگانی را زنده نگه دارند، ناپایدار بودن موقعیت خود را درک می کنند. آنها نیک می فهمند که حتی کوچک ترین تأثیر مثبت رفع تحریم ها می تواند فقط تا یک سال آینده حاصل شود ولی در طول سالی که تا آن موقع باقی مانده است، باید سعی کنند یک مسأله پیچیده حل کرده و از نومیدی جامعه از تحقق نیافتن امید هایی که خودشان به مردم تلقین کردند، پیشگیری نمایند. قبل از وین وضعشان آسان تر بود زیرا آنها می توانستند تحریم ها و فساد مالی دولت پیشین را به عنوان علت همه شکست های اقتصادی معرفی کنند. ولی ببینیم الآن چه کسی را به مقام کتک خور منصوب می کنند؟

زمان نشان خواهد داد که آیا محافظه کاران موفق می شوند به طور کارآمد جلوی اجرای طرح «اصلاحات خزنده» را گرفته و از تغییر موازنه سیاسی به نفع مخالفان خود پیشگیری کنند یا خیر. پیمان وین علاوه بر عواقب دیگری که دارد، در داخل ایران فرآیند جدی سیاسی را راه اندازی کرده است. بدون تردید، چالش های معاصر، مشکلات انباشته شده در امور اجتماعی و اقتصادی، پاسخ به صورت تغییرات در جامعه، مدیریت امور و ساختار اقتصاد ملی را ایجاب می کند. بر خلاف دیدگاه نادرست عمومی، محافظه کاران ایرانی به اندازه اصلاح طلبان از میان اطرافیان رئیس جمهور این واقعیت را درک می کنند. ولی آنها نه اصلاحات در راه اصلاحات بلکه حفاظت از ارزش های جمهوری اسلامی، ثبات اجتماعی و تعادل سیاسی در جامعه را از همه مهمتر می دانند.

جوهر امضاهای پای «پیمان وین» که روزنامه نگاران به موافقتنامه نهایی این لقب را داده اند، هنوز خشک نشده بود که تردیدها درباره آمادگی برای اجرای این موافقتنامه به واقعیت سیاسی مبدل شد.

لحن مفسران روس در رابطه با نتایج انعقاد به اصطلاح «پیمان وین» یعنی موافقتنامه درباره برنامه هسته ای ایران، در اکثر موارد با بدبینی و نومیدی توأم شده است. آنها ادعا می کنند که «تهران غرب را انتخاب کرده است»، «همکاری با روسیه قطع می شود و نفت و گاز ایرانی بازار حامل های انرژی را به سقوط کشانده و به اقتصاد روسیه یک ضربه جدید وارد خواهد کرد». آیا این نگرانی ها پایه و اساس واقعی دارد؟ در این مورد تردیدی نیست. آیا این نگرانی ها از فردا به واقعیت ناگوار برای مسکو تبدیل خواهد شد؟ مقاله تحت عنوان «مسکو و تهران بعد از انعقاد «پیمان وین»: از هم جدا می شویم؟» سعی می کند پاسخ این سئوال را بدهد. ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه طی بیانیه ای درباره نتیجه توافقات وین اظهار داشت که «به روابط دوجانبه ما با ایران که عوامل خارجی بیش از این بر توسعه آن اثر نمی گذارد، تحرک نیرومند جدیدی بخشیده خواهد شد». در این مقاله آمده است که باوجود مشکلات فعلی، «سرمایه مالی و صنعتی غرب مایل نیست بلافاصله فعالیت خود را در بازار ایرانی گسترش دهد و برای این کار آماده نیست. به عبارت دیگر، در بازار ایرانی برای روسیه جای نسبتاً وسیعی باقی خواهد ماند».

تنها روسیه، اسراییل، ایالات متحده و عربستان سعودی نیستند که در روند اجرای توافقات وین نقش ایفا می کنند. چین در واقع تنها کشوری بوده و می باشد که طی ده سال اخیر نسبت به ایران سیاست مستقلی دنبال کرده است. درست است که پکن اوضاع جاری بین المللی را در نظر می گرفت ولی به اندازه یک گام هم از حسابگری عادی خود منحرف نمی شد. هر موقعی که منافع اقتصاد ملی دنبال کردن سیاست ویژه چین نسبت به ایران را می طلبید، چین موضع گیری غرب نسبت به ایران و تحریم های ضد ایرانی را نادیده می گرفت. امروزه، بعد از امضای موافقتنامه نهایی در وین، دو کشور از فرصت واقعی برای تبدیل شدن به شرکای راهبردی برخوردار شده اند. آیا این فرصت تحقق خواهد یافت؟ جزئیات امر در مقاله «تهران پکن: شیر غران و اژدهای خیزان» تشریح می گردد.در این مقاله از جمله آمده است: «ایران و چین طرفین بسیار دشوار مذاکرات هستند. در روابط بین آنها نکات مورد اختلاف و سوء تفاهم متقابل به اندازه کافی وجود دارد. تحقق عملی شراکت راهبردی بین شیر غران و اژدهای محتاط خیزان در حد زیادی به رفع این مشکلات بستگی دارد. و این در حالی است که شراکت آنها قادر است واقعیت جدید سیاسی و اقتصادی مشرق زمین از ترکیه و عراق تا پاکستان و از آسیای مرکزی تا منطقه شین کیانگ را به وجود آورد».

در مقاله تحت عنوان « کیفیت جدید ایران: واکنش ریاض و تل اویو « آمده است: «موافقتنامه درباره برنامه هسته ای ایران نهایی شده است و اکنون تهران با چهره جدید و با سیمای کشوری که بزودی تحریم های اقتصادی از آن مرتفع خواهد شد، در برابر همسایگان خود در خاور میانه ظاهر شده است. ایران به کشوری تبدیل می شود که همکاری با آن باعث نارضایتی واشنگتن نخواهد شد. و مهم تر از همه این است که این کشور از امکانات جدید برای دنبال کردن سیاست خارجی فعال در منطقه برخوردار می گردد. البته موضع گیری ضد ایرانی ریاض و تل اویو بلا تغییر باقی مانده است. تنها روابط این کنشگران با نفوذ منطقه ای با واشنگتن بر اثر توافقات وین تغییر کرده است». کار به بیانات لفظی ختم نشد. اشتون کارتر وزیر دفاع آمریکا از عربستان سعودی بازدید کرده و با ملک سلمان پادشاه این کشور و دو ولی عهد ملاقات طولانی داشت و برای آنها توضیح داد که موافقتنامه با ایران باعث تغییرات در روابط آمریکایی – سعودی نمی شود و اینکه این جنبه سیاست خارجی ایالات متحده مورد بازنگری قرار نمی گیرد. و ما اسراییل از آمریکا ضمانت های مکمل امنیت خود و مقادیر بیشتر کمک های نظامی و مالی را دریافت کرد.

سازمان همکاری شانگهای چه انتخابی می کند؟ در زمینه اجرای موافقتنامه نهایی درباره برنامه هسته ای ایران که در وین به امضا رسید، چه چیزی پیش می آید؟ در ایران و پیرامون آن چه اتفاق های جدیدی خواهند افتاد؟ هیأت تحریریه سعی خواهد کرد در شماره های بعدی ماهنامه «ایران معاصر» پاسخ همه این سئوال ها را بدهد.

«ایران رو»

جستجو

اشتراک

نوشتن به سردبیر

info@iran.ru
Page load: 0.23891 sec