درباره یک حرکت تحریک آمیز دامنه دار علیه روسیه

تفسیر هیأت تحریریه «ایران رو»

14.08.15

انتشار اخیر مقاله ای درباره برخی جنبه های فعالیت سفیر روسیه در ایران در یکی از سایت های خارجی به صحنه ای  از صحنه های جنگ اطلاعاتی که طیف وسیع حاد ترین موضوعات سیاسی اعم از روابط ایرانی روسی، سیاست کارگزینی وزارت امور خارجه فدراسیون روسیه و نفوذ جمعیت های قومی در سیاست خارجی مسکو را در بر می گیرد، تبدیل گردیده است.

هیأت تحریریه «ایران رو» در رابطه با این مقاله بیش از 100 نامه و پیشنهاد دریافت کرده است که در این نامه ها احساساتی اعم از محکومیت خشم گینانه تا درخواست انتشار بی درنگ این مطلب ، ابراز شد. ما مدتی صبر کردیم و به این نتیجه رسیدیم که هیأت تحریریه «ایران رو» خود را موظف می داند درباره نکات اصولی این مقاله اظهار نظر کند.

ارزیابی های لغایت انتقادی سیاست خارجی روسیه نسبت به ایران و سراسر خاور میانه، به دفعات بر روی صفحات این پایگاه اطلاع رسانی بیان شده است. به ظاهر، مقاله درباره سفیر روسیه در ایران گویا با این ارزیابی ها و انتقادات از وزارت امور خارجه روسیه هم خوانی دارد. ولی این فقط برداشت سطحی  وهله اول است زیرا راهکارهای هیأت تحریریه «ایران رو» با رفتار مؤلفان و سفارش دهندگان مطلب منتشر شده، تفاوت اصولی دارد.

قبل از همه باید به مسأله قومی اشاره کرد که نویسنده مقاله مذکور ظاهراً آن را از همه مهم تر می داند. به گمان وی، همه مصیبت های واقعی و تخیلی دیپلماسی روسی منوط بدان است که چه درصدی از خون یهودی، روسی، ارمنی، بلاروسی، آذربایجانی یا کردی در رگ های وزیر امور خارجه روسیه و اعضای تیم وی جاری است. این برخورد فی نفسه احمقانه است و برای کشور چندین قومی ما مهلک و ویرانگرانه می باشد.

کسانی که به مطالعه موشکافانه درصد خون، شکل بینی، رنگ پوست و سایز گوش دیگران می پردازند، انسان های تنگ نظر و ابلهی هستند که هنوز به یک حقیقت ساده پی نبرده اند و آن این است که فقدان مهارت حرفه ای، جهل، بزدلی و خیانت از یک سو و سلحشوری، استعداد، فداکاری و وطن پرستی در خدمت به میهن از سوی دیگر، قومیت ندارند. تمام تاریخ امپراطوری روسیه، اتحاد شوروی، فدراسیون روسیه و دیپلماسی روسی این واقعیت را به وضوح به اثبات رسانده است.

نه ردیف «ملیت» بلکه تاریخ است که فعالیت وزیران خارجه را ارزیابی می کند. در برخی موارد این کار طول می کشد و باعث بحث و جدال بین نسل های آینده می شود. در موارد دیگر، این کار سریع انجام می شود که سرگئی لاوروف در ردیف دوم قرار دارد. می توان با اطمینان گفت که میلیون ها نفر در سراسر جهان که به برکت موضع گیری محکم وی در زمینه سیاست خارجی روسیه از گسترش دامنه مناقشات، «بمباران های انسان دوستانه»، خفه شدن تحت فشار تحریم ها و تبعات دیگر نظام تک قطبی جهانی کنونی اجتناب کردند، به اصل و نسب قومی لاوروف کاری ندارند. آنها از وی و تمام روسیه تشکر می کنند که وزیر در پیچیده ترین شرایط چه در جریان بحث ها در سازمان ملل و چه در مباحثات درباره برنامه هسته ای ایران، بررسی راه های مبارزه با تروریسم و حل و فصل اوضاع سوریه، به شایسته ترین وجه از منافع کشور خود پاسداری می  کند. آنها از اصول شناسی و صلح جویی وزیر و نه از حمایت از یکی از ملت ها قدردانی می کنند.

مؤلفان و سفارش دهندگان مقاله مورد نظر قصد داشتند به وزارت امور خارجه روسیه و شخص سرگئی لاوروف ضربه بزنند ولی به خوبی آگاه بودند که ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه هدف اساسی این حمله می باشد. آنها می خواستند با لجن مال و بی اعتبار کردن سرگئی لاوروف، این هم قطار با وفای رئیس جمهور ما، سیاستمدار سطح جهانی و نیرومند ترین دیپلمات؛ سیاست خارجی روسیه را زیر سئوال ببرند. دشمنان روسیه می فهمند که این ائتلاف مستحکم که گویا از بتن آرمه ساخته شده است، بر اشتراک نظر درباره ارزش های عموم بشر، درک عمیق منافع روسیه و معماری آینده نظم جهانی استوار است. عمیق ترین اعتماد متقابل نیز اساس این ائتلاف را تشکیل می دهد.

کار بچگانه ای خواهد بود چنانچه درصدد ثابت کردن عکس این ادعا بر آییم که گاهی تنش ها و مناقشات در روابط بین نمایندگان اقوام مختلف شوروی سابق بروز می کند. هر جمعیت مهاجر، بدنه پیچیده و زنده ای است که سعی می کند در ساختار جامعه میزبان جای خود را بگیرد و برای اعضای خود شرایط کامله الوداد تأمین نماید. این یک روند کاملاً طبیعی است که نه تنها در روسیه بلکه در سراسر جهان جریان دارد. ظاهراً این واقعیت کسانی را راحت نمی گذارد که سعی می کند به هر وسیله ممکن و با توسل به تحریکات و بهتان ها روند پیچیده همگرایی جمعیت های قومی با جامعه روسی را بر هم بزنند.

از برخی نکات مقاله این واقعیت پنهانی روشن می گردد که عده ای سعی می کنند مناقشه ای را که متأسفانه بین ارمنستان و آذربایجان واقعاً وجود دارد، به مسکو منتقل کنند. می خواهند تنش بین جمعیت های ارمنی و آذربایجانی را تحریک کنند، دور جدید رویارویی را آغاز کنند و وزیر خارجه روسیه و ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه را با آن لجن مال بکنند. به این مفسده جویان می گوییم که کور خوانده اید! شما موفق نمی شوید از تنش های کوچکی که گاهی بر اثر انتصاب برخی افراد بروز می کنند، جرقه ای را به دست آورید که آتش مناقشه را روشن کند. صرف نظر از همه تلاش های خود موفق نمی شوید در روابط روسی – ارمنی و روسی – آذربایجانی تنش تحریک نمایید. اعتقاد داریم که خردمندی رئیس جمهور روسیه و وزیر امور خارجه وی برای بحث های تحریک آمیز درباره اینکه کدام جمعیت قومی به کرملین نزدیک تر است، هیچ دریچه ای باز نخواهد گذاشت.

البته هدف غایی این مقاله تحریک آمیز از کاوش در مطبخ وزارت امور خارجه روسیه و رخت کثیف برخی کارمندان آن و نیز از کشف ریشه های قومی دیپلمات های نامدار روس یا مقابل هم قرار دادن نمایندگان جمعیت های با نفوذ قومی گسترده تر است. سفرای روسیه صرف نظر از رنگ پوست یا ریشه های قومی خود، هر جایی که کار کنند، قبل از همه اشخاص مورد اعتماد رئیس جمهور فدراسیون روسیه هستند. ما موظف هستیم با عنایت به همین اعتماد عالی و شرافت والا به آنها احترام گذاشته و به اجرای مأموریت مهم و پر افتخار آنها مساعدت هرچه بیشتری بکنیم. هدف غایی این مقاله حتی بی اعتبار کردن سرگئی لاوروف نیست. گفتگوی سازنده و متقابلاً سودند بین روسیه و آذربایجان که تازه شروع شده است، هدف اساسی ضربه می باشد چرا که همکاری تنگاتنگ بین این دو کشور یکی از پایه های اساسی امنیت در قفقاز جنوبی و حوزه دریای خزر می باشد.

 مقاله مورد نظر از این زاویه از واقعیات مهم ذیل حکایت دارد: برخی نیروها لازم می دانند بین مسکو و باکو تفرقه بیاندازند. در شرایط جاری، بعد از امضای توافقات وین درباره برنامه هسته ای ایران، در مثلث راهبردی مسکو – تهران – باکو همه موجبات لازم جهت برقراری روابط با کیفیت جدید فراهم می شود. این روابط باید از بار سوء ظن و نکات منفی سال های گذشته رها شود تا بتواند سرآغاز دور جدید تعامل اقتصادی و سیاسی این کنشگران با نفوذ شود. طبیعی است که این وضع با مقابله بی امان آن محافل غرب روبرو می شود که در طول سال های زیادی عادت کرده اند از آب گل آلود ماهی بگیرند و از اختلاف نظرهای واقعی و تخیلی بین این سه کشور برای تحقق بخشیدن منافع خود که به امنیت منطقه ربطی ندارد، استفاده کنند.

این کنشگران نه تنها به روابط حسنه بین روسیه، ایران و جمهوری آذربایجان احتیاج ندارند بلکه احساس می کنند که در این صورت برنامه های آنها شکست می خورد. به همین علت تنظیم روابط بین سه کشور مذکور باعث تنفر شدید این محافل می شود و این بازندگان از هیچ کاری اعم از تهمت، مفسده جویی، حقه بازی و جعل واقعیات، لفاظی و تحریف حقیقت روگردان نمی شوند. همه این پدیده ها در مقاله مذکور به وفور مشاهده می شود. تردیدی نیست که این مقاله در «مراکز مغزی» اساسی غرب تهیه شده و بخشی از راهبرد جدید جنگ اطلاعاتی علیه روسیه را تشکیل می دهد. سفیر روسیه به عنوان قربانی صحنه عمومی انتخاب گردیده است.

ممکن است کسی از خوانندگان از ما جزئیات امر، اسامی مشخص و مواد افشاگرانه ای بخواهد. کاوش در اکاذیب کثیف، شنیده ها و کنایه های دیگران تنها در شرایطی معنی دارد که هدف نهایی یک دسیسه روشن نیست. ولی اینجا همه چیز مثل روز روشن است و لذا بهتر است که موازین بهداشت اخلاقی را رعایت کنیم و خود را آلوده نکنیم. عده ای خیلی دلشان می خواهد آذربایجان و روسیه را به جان هم بیاندازند، زمان مناقشات سابق را باز گردانند و از طریق تحریک مناقشات قدیمی روند تعاون و تعامل اقتصادی و سیاسی در قفقاز را بر هم بزنند. در این زمینه نه اسامی و جزئیات مشخص بلکه تمام این روند اهمیت دارد که ادعاهای شخصی در مقایسه با آن پشیزی نمی ارزد. این روند به ضرر مخالفان مسکو، باکو و تهران تمام می شود.

حالا که وقت گفتگوی اصولی فرا رسیده است، روشن است که نمی توان از «هواهای ایرانی» صرف نظر کرد که به وفور در تمام متن مقاله مورد نظر پخش شده است. در وهله اول، یک طرفدار بزرگ روابط ایرانی – روسی که برای برطرف کردن همه موانع از سر راه همکاری بین مسکو و تهران جد و جهد می کند، آن را نگاشته است. ولی این تنها نگاه اول یک شخص ناوارد است. در حقیقت امر، عکس این موضوع در کار است. نویسنده از لابلای سطور این مقاله گویا خطاب به طرف ایرانی فریاد بر آورده است که «نگاه کنید، مسکو تا چه حدی به شما بی حرمتی می کند! ویژگی های شما را نادیده می گیرد و با یکی از طرفین هم بازی می شود؛ شما را به سکه سیاه در بازی های ژئوپلتیکی خود تبدیل می کند. خودتان ببینید و نتیجه بگیرید!»

هیأت تحریریه «ایران رو» هرگز موضع گیری خود را پنهان نکرده و همیشه تأکید نموده است که روسیه در دوران بعد از فروپاشی شوروی در واقع از هیچ راهبردی نسبت به ایران برخوردار نبوده است. روسیه همیشه آخر از همه به ایران می پرداخت و در روابط خود با ایالات متحده و غرب با ورق ایرانی بازی می کرد. روابط مسکو – تهران با زهر سلسله گام های آشکارا خیانت کارانه و صفحات ننگینی چون معامله جنایی گور – چرنومردین مسموم شده است. داستان این معامله حتماً بر روی صفحات «ایران رو» منتشر خواهد شد همانطور که زمانی، مدت ها قبل از اینکه بحث در این مورد مد شده و مجاز گردد، داستان کاسه کثیف زیر نیم کاسه معامله اس-300 منتشر شده بود.

******

ولی مراتب فوق این واقعیت را برطرف نمی کند که تحولات ژئوپلتیکی، خطرات و چالش های منطقه ای و چگونگی منافع اقتصادی ایران و روسیه مدتهاست که موجب نزدیکی روابط بین دو کشورمان شده و آنها را به متحدان طبیعی تبدیل کرده است. این روند با سرعتی که از نظر طرفداران صادق شراکت ایرانی – روسی مطلوب باشد، پیش نمی رود و با موانع طبیعی زیادی بر اثر فعالیت «ستون پنجم» داخلی، اختلاف نظرهای طبیعی، فراوانی مخالفان و شمار کثیر مسایل مشکل ساز حل نشده روبرو می گردد. همه این مسایل بحث و بررسی وسیع اجتماعی را که می تواند گاهی شدید و بی نزاکت باشد ولی حتماً باید باز و صادقانه و عاری از دسایس پشت پرده و تهمت ها باشد، ایجاب می کند. بالاخره، بر خلاف ادعاهای زیرکانه تهمت زنان و توطئه گران، روند نزدیکی روابط بین دو کشورمان یک ضرورت عینی است و لذا تلاش های نیروهای مذکور  محکوم به شکست است چرا که «سگ لاید و کاروان گذرد». بگذار این بدخواهان روسیه زهر خود را بریزند. خطاب به خوانندگان گرامی «ایران رو» می گوییم: ما و شما اهدافی مهم تر از مطالعه «محصول خلاقیت» سرویس های ویژه غرب و مفسده جویان جیره خوار آنها داریم.

«ایران رو»

جستجو

اشتراک

نوشتن به سردبیر

info@iran.ru
Page load: 0.23781 sec